امروزه در معماري مثلاً براي استحمام كردن مي گوييم، استحمام كردن چيست؟ بدن ما كثيف شده و زير دوش بدن را مي شوييم و پاكيزه مي شويم چون جسم مان را قرار است پاك كردن جسم هم، حقش همين حمام هايي است كه در خانه ها وجود دارد بنابراين براي مرتفع كردن اين نيازها احتياجي به ساختن حمام گنجعلي خان نبوده است حمام گنجعلي خان اگر قراربود پاسخگوي اين نياز باشد كه صرفاً جسم مادران شست وشو شود، ديگر نيازي نبود كه درست شود حمام گنجعليخان به نظرمي رسد بايد به يك نياز وسيع تري پاسخ بدهد، و آن اينكه هم جسم و هم روح ما در آن شست وشو شود. براي همين حمام رفتن مهم بوده همچنان كه غذا خوردن و هرچيز ديگري امر مهمي بوده است اما امروزه هيچ چيز امر مهمي نيست. حمام رفتن اصلاً امر مهمي نيست، غذا خوردن اصلاً امر مهمي نيست چرا هيچ چيز مهم نيست! چون انسان موجودمهمي نيست. در حيات سنتي ما، انسان موجود بسيار مهمي بود آب خوردنش مهم بود براي اسب يك جايي درست مي كردند كه آب بخورد و براي او تزيين لازم نبود چون آب خوردن او صرفاً آب خوردن بود. ولي در مورد انسان چون موجود شريف و مهمي است آب خوردنش هم امر مهمي است. براي اينكه در مورد انسان حق مطلب ادا بشود چاره اي نيست جز اينكه هر شيء ارتقاء كيفيت پيدا كند تا بتواند پاسخگوي مرتبه عالي تري نيز باشد براي همين است كه مي بينيم در كشور ما هنرهاي سنتي دامنه اش گسترده است و هر چيزي كه از آن سخت به ميان مي آيد مشمول هنرهاي سنتي مي شود. مثلاً سنگ آسياب كارش اين است كه گندم را تبديل به آرد بكند آيا آنجا هم بستر هاي سنتي است؟ حتي اگر با تلقي امروز آن را نگاه كنيم و بگوييم كه هنرهاي سنتي جايي است كه تزيينات در آن ظاهر شده و مشمول هنرهاي سنتي مي شود من سنگ آسيابي ديدم كه تزيينات زيادي داشت مي گفتند كه گندم را براي چه كسي آرد مي كنيد براي انساني كه موجود بسيار شريفي است براي انساني كه خليقه…است. براي انساني كه اگر هيچ چيز در عالم مشمول انالله و انا اليه راجعون نشود بلا ترديد انسان مشمول اين آبه مي شود. از نزد خدا آمده و به نزد او برمي گردد و خداوند در مورد او مي گويد نفحت فيه من روحي يعني از روح خودم در او دميدم. انسان جهان سنتي هر جا كه بنيه و بضاعت پيدا مي كرده به جنبه هاي كرد اكتفا نمي كرده است اين جنبه هاي كاركردي را از جهت اداء ادب به خرج دادن، كه در محضر اين حقيقت از انسان و هستي است، رهي نداشته جز اينكه اين را بايد ارتقاء مرتبه مي داده و آن چيزي است كه ما امروزه به آن هنرهاي سنتي مي گوييم و اين تبديل شده به يك اثر سنتي پس نسبت وجهه هنري پاسخگوي وجهه كاركردي مي شده است و اگر وسعش مي رسيده و امكاناتش فراهم مي شده اين را القاء ؟؟ مي داده تا تناسب و شايستگي پيدا كند امروز هم همين كار را مي كنيم اگر امكانات در اختيار نداشته باشيد براي اينكه خودتان را در مقابل سرما و گرما بپوشانيد جليبه سر مي كشيد و خيلي را قيد و بند رنگ و فرمش و هيچ چيز ديگري نيستيد الا اينكه شما را در مقابل سرما و گرما باد و باران مصون نگه دارد اما اگر وسعتان بيشتر باشد تبديل مي شود به لباسي كه شما را از گرما و سرما مصون و با شما تاسب دارد اندازه شماست و به شما اجازه مي دهد كه كارهايي كه مي خواهيد انجام دهيد ودرست انجام دهيد و خلاصه اينكه متناسب با فعاليتهاي روز مرده شما باشد. اين هم مرتبه اي است كه در آن جنبه هاي كاركردني ظاهر مي شود اما در جايي شما احساس مي كنيد اين لباس گل گلي بپوشيد مي گويند اين لباس تناسبي با شخصيت شما ندارد و بهتر است چيزي بپوشيد كه شخصيت شما را نشان بدهد. چيزهايي در لباس شما ظاهر مي شود كه مفهوم كاركردي ندارد اما اگر نباشد اين لباس غلط از كار در مي آيد مثلا كت و شلوارها همه يقه دارد و يا سردست همه كت ها دكمه دارد حالا اگر اينها را نداشت ديگرتفاوتي در جنبه كاركردي اش نبود و همچنان ما را درمقابل سرما و گرما مصون نگه مي داشت خيلي چيزها نيز به اين لباس ها اضافه مي شود كه پاسخ جنبه هاي ديگري از نيازهاي ما را بدهد، جنبه اي كه از حدود حيات دنيوي ما خارج مي شود و به شاكله ي حقيقتي و جنبه هاي معنوي و شخصيت ما مربوط مي شود. در هنرهاي سنتي اين امر در زماني در همه امور قابل تعميم بود و چيزي نبود كه مشمول اين واقعيت نشود. به عبارت ديگر شما عملاً با جنبه اي در فرهنگ خودمان مواجه مي شويد و به عبارتي مي توان اين طور تعبير كرد كه ما ايرانيان تا موقعي كه در مورد هر امري به مرتبه سرودن شعر دسترسي پيدا نمي كرديم به آرامش نمي رسيديم. ما بايد اين استحمام شعر شايسته اي بسازيم براي همين تا زماني كه حمام گنجعلي خان را نمي سازيم رضايت خاطر پيدا نمي كنيم. ما نمي توانيم اكتفا كنيم به حمامي كه فقط تن ما را بشويد. تا زماني كه در وصف پل خواجود شعري سروده نمي شود ما نمي توانيم رضايت خاطر پيدا كنيم چرا كه در فرهنگ ما خاصيت پل فقط اين نيست كه ما را ازيك مانع طبيعي عبور دهد يعني ما تا وقتي ك خاكي را به كيميا زر نكنيم راضي نمي شويم و هر جا ميداني پيدا مي كرديم آنجا مي شده ميداني براي كيمياگري ما در حقيقت هرهاي سنتي يعني كيمياگري مرتبه كاركردي مرتبه خاك است. مرتبه هنري مرتبه زر است هنرمند كيست؟ همه ملت ايران همه مي بايست دست اندر كار اين امر مي بودند تا اين كيميا گري را انجام دهند. |
دانلود تحقیق بررسی ارتباط ميان هنرهاي سنتي و كاربردي بودن اشياء

تعداد صفحات: 11
حجم فایل: 46.5 KB
فرمت فایل: WORD _ ورد
دسته بندی: تحقیق آماده
قیمت: 11,000 ریال
تعداد نمایش: 59 نمایش
ارسال توسط: best file
تاریخ ارسال: 26 جولای 2018
به روز رسانی در: 26 جولای 2018
خرید این محصول:
پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.
