مذهب می تواند در تمامی عوامل,نقش مؤثری در استرس زايی داشته باشد و در ارزيابی موقعيت,ارزيابی شناختی فرد,فعاليت های مقابله,منابع حمايتی و …. سبب كاهش گرفتاری روانی شود. بر اين اساس,مدتها است كه تصور می شود بين مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخيراً نيز روانشناسی مذهب,حمايت های تجربی زيادی را در راستای اين زمينه فراهم آورده است . ويتر و همكاران او نشان دادند كه 20 تا 60 درصد متغيرهای سلامت روانی افراد بالغ,توسط باورهای مذهبی تبيين می شود. در مطالعه ديگری,ويلتيز و كريدر نشان دادند كه در يك نمونه 1650 نفری با ميانگين سنی 50، نگرش های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند. به علاوه مذهبی بودن با رضايت زناشويی در مردان و زنان و رضايت شغلی در مردان مرتبط بود. بر اساس مطالعات انجام شده ديگر,بين مذهبی بودن و معنا دار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزديكی وجود دارد. در يك بررسی كه 836 بزرگسال با ميانگين 4/ 73 سال شركت داشتند، معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبی بودن ( فعاليت های مذهبی غير سازمان يافته و فعاليت های مذهبی سازمان يافته ) و روحيه داشتن و دلگرمی به زندگی,همبستگی مثبتی وجود دارد . به علاوه اسپيكا و همكارانش,36 مطالعه تجربی در مورد مرگ و درگيری مذهبی را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوی تر,يا معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگی دارد. همچنين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهب درونی داشتند,ترس كمتری را از مرگ گزارش كردند. مطالعات ديگر,تأثير مداخلات مذهبی را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی,نشان داده اند . به عنوان مثال,نتايج دو بررسی نشان داد,كسانی كه به اعتقادات مذهبی پايبند بودند,اضطراب و ناراحتی كمتری را نسبت به كسانی كه به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند,گزارش كرده اند. گارنتر و همكاران در زمينه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد . هانت سازگاری زناشويی 64 زوج را مورد بررسی قرارداد و نشان داد كه مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشويی,خوشحالی و رضايت زناشويی بالاتر ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفت كه مذهب يك عامل مهم در جلوگيری از طلاق است. زاكرمن و همكاران در پژوهشی گزارش كردند,در افراد سالمندی كه نمره كمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند,ميزان مرگ ومير 42% بود,در حالی كه اين ميزان برای افراد سالمندی كه نمره شاخص مذهبی بالايی داشتند 19% بود. در مطالعه ديگری,كونينگ,كلين و همكاران دريافتند كه سرطان در بين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی كسب می كنند كمتر شايع است . در بررسی ديگری,مشاهده كردند افرادی كه هميشه از مقابله های مذهبی استفاده می كنند نسبت به افرادی كه كمتر و گاهی از اين مقابله ها استفاده می كنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختی,نمرات بالاتری كسب كردند . موريس اثر زيارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب 24 بيمار سالمند بررسی كرد. او دريافت كه علائم آنها بعد از زيارت رفتن كاهش زيادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زيارت هم اين اثر ادامه دارد . در مطالعه ديگری,مكين توش نقش مذهب را در سازگاری افراد با يك رويداد معنی دار زندگی بررسی كرد. او با 124پدر و مادری كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهانی از دست داده بودند مصاحبه كرد و دريافت كه مذهبی بودن با يافتن معنی در مرگ ارتباط مثبتی دارد. به علاوه مذهبی بودن با افزايش صلاحيت روانی و كاهش ناراحتی در بين والدين در طی 18 ماه بعد از مرگ كودكانشان,ارتباط داشت. عليرغم اين كه اكثر تحقيقات ذكر شده در اديان ديگری صورت گرفته است و از آنجايی كه باور و اعتقاد ما مسلمانان بر اين است كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژی,ارائه دهنده كامل ترين و سلامت سازترين سبك زندگی بشريت است و احكام و دستورات آن حوزه های وسيع اخلاقی,بين فردی,بهداشتی و اجتماعی را در بر می گيرد,لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغيرهای مذهبی در سلامت روانی يك ضرورت اساسی به نظر می رسد . اهمیت نماز در بهداشت روانی امروزه اعتقاد بر این است كه با پیشرفت علم، صنعت و فناوری آمار بیماریهای روانی نیز بالا رفته است و بیش از پیش شاهد مشكلات و معضلاتی هستیم كه بر جسم و روح انسانها تأثیر گذاشته وآنها را در تطبیق و سازگاری با محیط خودش دچار مشكل مینماید؛ اگرچه گفته میشود هیچ فردی در مقابل مشكلات روانی مصونیّت ندارد و این خطر ممكن است هر فردی را تهدید كند ولی باید این واقعیت انكارناپذیر را پذیرفت كه چنانچه افراد ظرفیّت روانی و ایمان قلبی خود را بالا برده و خود را مقاوم سازند میتوانند شیوههای حل مسئله و رویارویی با مسایل و مشكلات را فراگرفته و كمك بزرگی در جهت پیشگیری از مبتلا شدن به بیماریهای روانی داشته باشند. برای داشتن بهداشت روانی خوب، شرایطی وجود دارد روبهروشدن با واقعیّت، سازگار شدن با تغییرات، گنجایش داشتن برای اضطرابها، کم توقّع بودن، احترام قایلشدن به دیگران، دشمنی نکردن با دیگران و کمک رساندن به مردم و مهیانشدن بهداشت روانی در یک فرد زمینه را برای پیدایش انواع دشواریهای روحی و روانی مثل افسردگی، اضطراب، نابسامانیهای روحی، انواع بیماریهای روحی و روانی، استرس و… فراهم میکند. مطالعات نشان داده است که اشخاص مذهبی کمتر دچار افسردگی و اضطراب میشوند، پژوهشهای زیادی نشان دادهاند که حضور مذهب میتواند در برابر مسایل و مشکلات روحی و روانی انسان را محافظت نماید. مذهب، نیایش و ارتباط با خداوند راهی است که بشر پس از قرنها جدایی از آن، دیگر بار به سویش بازگشته و به تواناییهای عمیق و کارساز آن در مبارزه با مشکلات زندگی جدید؛ که اضطراب نیز ثمرهی آن است، پی برده و دیگر نمیتواند منکر تعامل بین روانپزشکی، روانشناسی و حتی در مواردی پزشکی از یک سو و مذهب از سوی دیگر شود لذا در مقالهی حاضر موضوع تاثیر نماز بر بهداشت روانی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. |

