انسان امروزي به لحاظ پيچيدگي هاي زندگي ، وسعت و سرعت تغييرات ، با چالشهاي فراواني روبه روست كه اين چالش ها در قرن آينده بارزتر خواهد شد (دلور ؛ترجمه فقيهي و رئوف ، 1375) چالش ها و بحران هايي مانند چالش بين جهاني شدن و بومي ماندن ، بحران جمعيت ، بحران سلامتي و تغذيه ، دگرگوني هاي فناوري و شرايط حرفه اي ، آثار فناوري نوين ارتباطي برمهارتهاي اجتماعي اجتماعي و خلق وخوي ، مشكلات خانوادگي و اشتغال والين در بيرون از منزل ، افزايش فشارهاي روحي و رواني و…. ، كه هر يك از اين عوامل ، مشكلاتي را بر چگونگي زندگي افراد و رفتارهاي اجتماعي و فردي آنان تحميل مي كند. مطالعات اخير حاكي است كه اين مسائل ميتوانند تأثيرات زيانبخشي بر سلامت جسماني و روانشناختي افراد داشته باشند . در واقع ، بين تعداد مسائل روزمره اي كه افراد تجربه مي كنند و علائم مشكلات سلامت و تنش هاي روانشناختي و فيزيولوژيكي همبستگي وجود دارد (دلانگيس و همكاران، 1982 ). كمپبل و سونسون (1992) ، معتقدند زماني كه تنيدگي ناشي از مسائل روزمره شديد باشد و يا فرد به دلايل مختلفي هر تنيدگي را به صورت منفي درك كند ،سلامت و عملكرد وي (بويژه عملكرد تحصيلي ) تحت تأثير قرار مي گيرد ( كمپيل و سونسون؛ نقل از راس ،1999؛ ميسرا ،2000 ). كنار آمدن با اين فشارها و كسب مهارتهاي فردي و اجتماعي ، هموار بخشي از واقعيت زندگي انسان بوده ودر ادوار متفاوت زندگي او ، به اشكال گوناگون تجلي يافته است . در دورۀ كودكي ، تعارض ها جلوه چنداني ندارند ،اما با افزايش سن و هنگام مواجهه با دشواري هاي ويژة سنين نوجواني ، كشمكشها و تعارضها بيشتر تظاهر پيدا مي كنند. همزمان با رشد جسماني و رواني ، انتظارات خانواده و جامعه بيز از فرد افزايش مي يابد ، بطوري كه نوجوان مي پذيرد به سبب زندگي اجتماعي ، بخشي از تمايلات خود را محدود كند ودر چهار چوب هنجارهاي اجتماعي و گروهي قرار دهد . در اين ميان ، هر چه جامعه پيچيده تر و ارتباطات بين فردي و اجتماعي وسيع تر گردد ، تعارض هاي دروني و محيطي نبزسير صعودي طي ميكند و همه اين عوامل ، به سر گشتگي و آشفتگي بيشتر فرد مي انجامد . اعتياد ، پناه بردن به انواع داروهاي اعصاب ، رفتارهاي ضد اجتماعي و انواع اختلالات روانشناختي و عاطفي حاصل چنين فرايندي است . بنابراين محيط آموزشي يكي از اساسي ترين محيط هايي است كه آموزش مهارت هاي زندگي از نظر بهداشت رواني ضروري است و به نظر ميرسد در حوزه تعليم و تربيت ، چگونگي رويارويي با مسائل مذكور و ايجاد زمينه مناسب براي رشد افراد و افزايش ظرفيت روانشناختي و توانايي هاي رواني – اجتماعي ،برنامه ريزي و الزامهاي خاصي را مي طلبد .
از طرفي نتايج بررسي هاي مختلف نشان داده است كه سبك هاي مقابله اي افراد در برابر مشكلات و مسائل زندگي متفاوت است ، برخي هنگام مواجهه با مشكلات ، مي كوشند با ارزيابي درست و منطقي موقعيت و با استفاده از راهبرهاي مؤثر با موقعيت مقابله كنند ، عده اي در مواجهه با مشكلات به جاي مقابله سازگارانه با مسائل ، سعي مي كنند به روشهاي مختلف مانند : كناره گيري ، افسردگي ، پناه بردن به الكل و مواد و ساير راهبرهاي نا كارآمد ، از رويارويي با مشكلات اجتناب كنند. بنابراين مقدار تنيدگي كه فرد تجربه مي كند ممكن است تحت تأثير توانايي فرد در مقابله مؤثر با رويداد ها و موقعيتها ي تنيدگي زا باشد . پژو هشگران با بررسي راهبردهاي مقابله اي افراد موفق و نا موفق نشان دادند ، افرادي كه بطور موفقيت آميز با مشكلات مقابله ميكنند ، افرادي هستند كه خود را به مجموعه اي از مهارت ها تحت عنوان مهارت هاي زندگي مجهز كرده اند (كلينكه ، نقل از محمد خاني ، 1380 ). براين اساس ، مي توان گفت مهارتهاي زندگي تواناييها و مهارت هاي عملي هستند كه موجب رفتارهاي مثبت و سازگارانه گرديده و براي احساس موفقيت ، توانمندي و شادكامي در زندگي روزمره مورد نياز مي باشد ( سازمان جهاني بهداشت ، ترجمه نوري قاسم آبادي و محمد خاني ،1377 ). ويژگي برجسته اين برنامه ها آموزش مهارت هاي شناختي – رفتاري است كه در اصلاح مشكلات رفتاري يا روانشناختي مؤثر تشخيص داده شده اند (بوتوين ، 1983 ؛ نقل از ناصري و نيك پور ،1383 ). اين مهارت ها توانايي هايي هستند كه منجر به ايجاد روابط بين فردي مناسب و مؤثر ، انجام مسئوليت هاي اجتماعي ، انجام تصميم گيري هاي صحيح ، حل تعارض ها و كشمكش ها بدون توسل به اعمالي كه به خود و ديگران صدمه مي زند ، مي شود . برهمين اساس در سالهاي اخير آموزش مهارتهاي زندگي براي آماده نمودن افراد ، هنگام مقابله با مشكلات و ايجاد رفتارهاي مثبت و در نتيجه دستيابي به زندگي موفقيت آميز مورد توجه روانشناسان و دست اندر كاران نظامهاي آموزشي قرار گرفته است و امروز بخشي از برنامه هاي درسي سطوح گوناگون تحصيلي به آموزش زندگي اختصاص دارد (اديب و فردانش،1382). در اهداف آرماني آموزش و پرورش ايران نيز تحت مضامين گوناگون به آموزش مهارتهاي زندگي تاكيد شده است، كه اين موارد عبارتند از: پرورش روحيه ي اعتماد به نفس و استقلال شخصيت . پرورش متعادل عواطف انساني و همزيستي مسالمت آميز . پرورش روحيه ي مشاركت و همكاري در فعاليتهاي گروهي . پرورش روحيه ي تحمل آراي ديگران و سعه ي صدر . پرورش روحيه ي مقاومت در برابر تبليغات سوء و…. كه در نهايت منجر به تأمين سلامت جسمي و بهداشت رواني مي شود (صافي ، 1379 ). مهارتهاي زندگي بسيار متعدد بوده و ماهيت و تعريف و تقسيم بندي هاي آنها نسبت به موقعيت ها تغيير مي كند . به عنوان نمونه ، جوآن مهارتهاي زندگي را به سه دستۀ اصلي تقسيم اصلي تقسيم مي كند كه عبارتند از : مهارتهاي زندگي روزمره مهارتهاي فردي – اجتماعي يا ارتباطي مهارتهاي حرفه اي (جوآن , 1990 ). سازمان جهاني بهداشت (1994) ، ده مهارت اصلي را مشخص كرده است كه به صورت جفت جفت طبقه بندي شده اند كه عبارتند از : 1 خود آگاهي / همدلي 2 ارتباطي / روابط بين فردي 3 تصميم گيري / حل مساله 4 تفكر خلاق / تفكر انتقادي 5 مقابله با هيجان ها / مقابله با استرس ( سازمان جهاني بهداشت ، 1994 ). از آنجا كه گرايش به گروه هاي دوستي و همسالان ، تضاد فكري با بزر گتر ها (بخصوص والدين ) ، تمايل به استقلال و …. از خصيصه هاي رفتاري دورة نو جواني مي باشد ، به نظر مي رسد آموزش و ياد گيري مهارتهاي ارتباطي و بين فردي به عنوان يكي از اقدامات بهداشت رواني از ضروريات مي باشد ( اديب و فردانش ، 1382 ) . مهارتهاي ارتباطي به عنوان يكي از مهارتهاي زندگي كه شامل ارتباط كلامي و غير كلامي مؤثر ، ابراز و جود يا جرأتمندي ، گوش دادن مؤثر و ادراك احساسات ديگران ، حل مسأله اجتماعي و حل تعارض بين فردي و …. ميباشد ، رفتارهاي سالم و مثبت و روابط صحيح با همسالان را در دورۀ نوجواني موجب مي گردند ، يادگيري اين مهارتها براي پيشگيري از سوء مصرف مواد ، ايجاد رفتارهاي مربوط به بهداشت و سلامت رواني و حل تعارض هاي بين فردي و بسياري از مشكلات روانشناختي مورد نياز مي باشد (الياس و كريس ، 1994 ). اما با وجود تاكيد بر آموزش اين مهارتها براي دانش آموزان ايراني ، شواهد حاكي است كه اين برنامه بخصوص در دوره تعليم و تربيت عمومي در صحنه عمل چندان موفق نبوده و تحقيقات انجام يافته بر روي برنامه هاي آموزشي و ميزان دستيابي دانش آموزان به مهرت هاي زندگي ، فقدان يا كمبود آن را نشان مي دهد ( رمضان خاني و سيلري ، 1378 ؛كيامنش1379 ). بررسي ديگري نيز حاكي است كه توانايي ها مهارت هاي عملي و سازشي بسياري از دانش آموزان كشور ما براي حل مؤثر مسايل زندگي فردي و اجتماعي كفايت نمي كند ،با توجه به اطلاعاتي كه از طريق سنجش صلاحيت هاي پايۀ دانش آموزان بدست آمده است، در حيطۀ مهارت هاي زندگي 2/87 در صد دانش آموزان مورد مطالعه در دستيابي به حداقل معيار مطلوب عملكرد نا موفق بوده اند (كرماني ، 1381 ) . از آنجا كه اغلب پژوهش ها بر تأ ثير مثبت آموزش مهارت هاي ارتباطي در ايجاد رفتارهاي مثبت و سالم ، و كنترل رفتارهاي منفي تأكيد دارند ، اين تحقيق در صدد يافتن پاسخ اين سؤالات است : 1) آيا آموزش مهارت هاي ارتباطي در سلامت روانشناختي دانش آموزاني كه مشكلات روانشناختي دارند ، مي تواند اثر بخش باشد تا در صورت لزوم مشاوران مدارس بتوانند بعنوان يكي از شيوه هاي اصلاح و كنترل رفتار، مورد استفاده قرار دهند ؟ 2) آيا آموزش مهارتهاي ارتباطي در اصلاح شيوة مقابلة افراد با تعارضهاي ارتباطي تأثير دارند؟ 3) آيا آموزش مهارتهاي ارتباطي در اصلاح شيوة حل مساله افراد تأثير دارد ؟ 4) آيا آموزش مهارت هاي ارتباطي منجر به افزايش جرأتمندي و ابراز وجود در افرادميشود؟ 5) آيا مقطع تحصيلي دانش آموزان در اثر بخشي آموزش مهارت ها تأثير دارد؟
1 3 ضرورت و اهميت پژوهش طبق آمار سازمان جهاني بهداشت انواع آسيب هاي رواني – اجتماعي در اغلب جوامع بطور نگران كننده اي رو به افزايش مي باشد ، اختلالات رواني و عصبي ، وابستگي دارويي ، رفتارهاي ضد اجتماعي و بزه كاري و …. به ويژه در نوجوانان روند صعود ي پيدا كرده است.تاكنون يكي از مهمترين برنامه ها يي كه جهت پيشگيري و كنترل آسيب هاي رواني اجتماعي نوجوانان و جوانان طراحي و اجرا شده است ، برنامه پيشگيري موسوم به «آموزش مهارتهاي زندگي » مي باشد كه در سال 1993 به منظور ارتقاي سطح بهداشت روان و پيشگيري از آسيب هاي رواني – اجتماعي از سوي سازمان بهداشت جهاني طراحي و در سطح وسيعي در كشورهاي جهان مورد استفاده قرار گرفته است (رامشت و فرشاد ، 1383 ) . مهارت هاي زندگي عبارتند از مجموعه اي از توانايي ها كه زمينۀ سازگاري و رفتار مثبت و مفيد را فراهم مي آورند ، اين توانايي ها ، فرد را قادر مي سازد مسئوليت هاي نقش اجتماعي خود را بپذيرد و بدون لطمه زدن به خود و ديگران ، با خواست ها ، انتظارات و مشكلات روزانه ، به ويژه در روابط بين فردي ، به شكل مؤثري روبرو شود . پژو هشگران ، تأثير مثبت مهارتهاي زندگي را در كاهش سوء مصرف مواد ، استفاده از ظرفيت ها و كنش هاي هوش ، پيشگيري از رفتارها ي خشنونت آميز ، تقويت اتكاء به نفس ، تقويت خود پنداري و …. مورد تأييد قرار داده اند . پژوهش هاي بسياري نيز در مورد ساير آسيب هاي فردي و اجتماعي و بهبود آن ها از طريق آموزش مهارت هاي زندگي انجام يافته است كه مؤيد گسترش آن است . يادگيري موفقيت آميز مهارتهاي زندگي ، احساس ياد گيرنده را در مورد خود و ديگران تحت تأثير قرار مي دهد . بعلاوه ، با تغييري كه كسب اين مهارتها در نو جوان به وجود مياورد ، برداشت و نگرش ديگران نيز تغيير مي بابد . بنابراين ، مهارت هاي زندگي يكي از عوامل عمدة گسترش بهداشت روان نوجوانان است ( طارميان و همكاران ، 13383 ) مهارت هايي كه به« مهارت هاي زندگي » موسومند ، بي شمار هستند و ماهيت و تعريف آنها ، به نسب فرهنگ ها و موقعيت ها ، تغيير مي يابد . تحليل بنيادي اين مهارت ها نشان مي دهد كه مي توان تعدادي از آنها را پاية فعاليت هاي مربوط به ارتقاي بهداشت رواني در مدارس قرار داد . زيرا يكي از مهمترين محيط آموزشي است . براين اساس مهارت هاي ارتباطي و اجتماعي يكي از مهمترين مهارت هايي مي باشند كه در افزايش سلامت روانشناختي افراد تأثير بسزايي دارند . زيرا ارتباطات انساني و روابط بين فردي مؤثر ، اساس و شالودة هويت و كمال انساني است و مبناي اولية پيوند وي با ديگران را تشكيل مي دهد و موجب شكو فايي افراد و بهبود كيفيت روابط مي شوند ( وود ، ترجمه فيروز بخت ،1379 ) . همچنين ارتباط صريح و روشن ، بر خورد فرد با ديگران را تسهيل مي سازد و عدم ارتباط يا ارتباط ضعيف ، خويشتن فرد را هم از نظر هيجاني و هم از نظر جسمي تضعيف مي كند (بولتون ، ترجمه سهرابي ، 1381 ) . بين (2000) مهارتهاي ارتباطي و بين فردي و مهارت هاي مرتبط با آن ، مانند حل مسأله و ابراز وجود و حل تعارض ها را به عنوان يكي از مهارت هاي زندگي مهم مورد تأ كيد قرار داده است ( بين ,2000) . پژوهش هاي بي شماري نيز نشان داده اند كه بسياري از مشكلات بهداشتي و اختلالات رواني و عاطفي ريشه هاي رواني – اجتماعي دارند . به عنوان نمونه نتايج تحقيقات تروئر ، براينت و آرجيل (1978 ) نشان داده است كه بسياري از افراد ي كه دچار عوارض رواني ، همچون اضطراب و افسردگي و اختلالات شخصيتي هستند ، از نظر مهارتهاي ارتباطي نيز بي كفايت به نظر مي رسند ( كار تلج ميلبرن ؛ ترجمه نظري نژاد ، 1372 ). بنابراين آنچه پژوهش حاضر را مهم و قابل توجه مي كند ، پرداختن به مؤلفه هايي است كه در افزايش سلامت روانشناختي نوجوانان تأثير مي كند ، پرداختن به مؤلفه هايي است كه در افزايش سلامت روانشناختي نوجوانان تأ ثير دارند . هر چند كه آموزش مهارتهاي زندگي براي حفظ سلامت روانشناختي افراد در همه سطوح تحصيلي مورد تأكيد است ، اما با تو جه به ويژگي هاي رشدي نوجوانان و مسائل و مشكلات يش روي آنان ، آموزش اين مهارت ها در اين دوره سني اهميت مضاعف دارد . گرايش به گروه هاي دوستي و همسالان ، تضاد فكري با بزر گسلان بخصوص والدين ، تمايل به استقلال و …. از خصيصه هاي رفتاري دورۀ نوجواني است و اين ويژگي ها منجر به كاهش آستانه مقاومت اين افراد شده و آسيب پذيري آنها را افزايش مي دهد . بنابراين در چنين شرايطي افزايش قدرت سازگاري وبالا بردن ظرفيت هاي مقابله اي فردي و اجتماعي از طريق آموزش مهارت هاي ارتباطي و بين از ضروريات است . همچنين تأثير آموزش مهارتهاي زندگي به صورت كلي از جنبه هاي مختلفي مورد بررسي قرار گرفته است ، اما اثر بخشي مهارتهاي ارتباطي و بين فردي ، به عنوان يكي از زير مجموعه هاي مهارت هاي زندگي ، كمتر مورد پژوهش و ارزيابي قرار گرفته است . اهميت ديگر اين پژوهش توجه به ميزان اثر بخشي آموزش مهارتهاي ارتباطي در كنترل و درمان اختلالات روانشناختي است ( پيشگيري ثانويه ) ، در اغلب پژوهش هاي انجام يافته به تأثير آموزش مهارتهاي در پيشگيري از اختلالات روانشناختي (پيشگيري اوليه ) پرداخته شده است و اثر بخشي آموزش مهارت ها در كنترل اختلالات رواني كمتر مورد قرار گرفته است ، اين پژوهش به اثر بخشي آموزش مهارت هاي ارتباطي در دانش آموزان با مشكلات روانشناختي پرداخته است . 1 4 اهداف پژوهش 1 4 1 هدف كلي : هدف كلي هدف كلي پژوهش حاضر ، بررسي تأثير آموزش مهارتهاي ارتباطي در افزايش سلامت روانشناختي دانش آموزان مراجعه كننده به مشاورين مدارس است. 1 4 2 اهداف جزئي : هدف هاي جزئي اين پژوهش عبارتند از : بررسي اثر بخشي آموزش مهارت هاي ارتباطي در بهبود شيوۀ حل مساله در افراد . بررسي تأثير آموزش مهارتهاي ارتباطي در اصلاح شيوه هاي مقابله اي افراد با تعارض هاي بين فردي . بررسي تأثير آموزش مهارت هاي ارتباطي در نحوه ابراز وجود افراد . بررسي و مقايسه اثر بخشي آموزش مهارت هاي ارتباطي در دوره راهنمايي و دوره دبيرستان.
1 5 فرضيه هاي پژوهش اين پژوهش در صدد آموزن فرضيه هاي زير است : 1 آموزش مهارت هاي ارتباطي در سلامت روانشناختي افراد مؤثر است . 2 آموزش مهارتهاي ارتباطي درشيوه حل تعارض بين فردي افراد مؤثر است. 3 آموزش مهارتهاي ارتباطي درشيوه حل مساله افراد تاثير مي گذارد . 4 آموزش مهارتهاي ارتباطي منجر به افزايش ميزان جراتمندي يا قاطعيت در افراد مي شود . 5 اثر بخشي آموزش مهارتهاي ارتباطي در سلامت روانشناختي دانش آموزان دوره راهنمايي و متوسطه متفاوت است .
1 6 تعريف مفهومي و عملياتي متغيرها متغيرها و مفاهيم مرتبط با آنها ، در اين پژوهش به شرح ذيل مي باشد. 1 6 1 سلامت روانشناختي تعريف مفهومي : بعدي از مفهوم سلامت است و به معني ادارك مثبت فرد از رويدادها و شرايط زندگي است كه در اثر عوامل دروني (مانند شخصيت ) و عوامل بيروني (مانند تأثيرات محيطي ) چنين ادراكي حاصل مي شود (بزنر و اشتاين هاردت ، 1997). همچنبن سلامت روانشناختي يك پديدۀ چند بعدي است و داراي خصصيه هاي عاطفه ، شناخت ، رفتار ، خود پنداشت و روابط بين شخصي مي باشد (وسينگ و ون ادن ،1994؛ نقل از باباپور ، 1381) . تعريف عملياتي : در اين پژوهش سلامت روانشناختي عبارت از نمره اي است كه فرد در آزمون SCL 90 R بدست مي آورد.
1 6 2 شيوه هاي حل مساله تعريف مفهومي : مهارت حل مسا له به فرايندي شناختي – رفتاري ابتكار ي فرد اطلاق مي شود كه به وسيلۀ آن فرد مي خواهد راهبرهاي مؤثر و سازگارانه مقابله اي براي مشكلات روزمره را تعيين ، كشف با ابداع كند( دزوريلا وشيدي ، 1992 ) . مهارت هاي حل مساله ، مؤلفه هايي همچون توانايي برخورد با مسائل ، استفاده از مراحل حل مساله ، شناسايي راه حل هاي گوناگون هنگام مواجهه با مشكل و انتخاب مؤثرترين راه حل ، گردآوري اطلاعات و ارزيابي و تحليل آن ها ودر نهايت حل مشكل را در برمي گيرد (اليوت و همكاران ، 1995). تعريف عملياتي : در اين پژوهش شيوه حل مساله عبارت است از نمره اي كه فرد در مقياس شيوۀ حل مساله كسيدي و لانگ بدست مي آورد .
1 6 3 شيوه هاي حل تعا رض بين فردي تعريف مفهومي : شيوه حل تعارض رفتارهايي است كه شخص به هنگام مواجه شدن با يك موقعيت تعارضي از خود نشان مي دهد تا بتواند بر آن موقعيت غلبه كند . اين شيوه ها عبارتند از عبارتند از شيوۀ اجتنابي ، مهربانانه ، مصالحه گرانه ، سلطه گرانه و همراهانه . شيوه هاي حل تعارض ، نشانگر دو بعد « توجه به خود » و توجه به ديگران » (رحيم ، 1986 ) و يا دو بعد « رابطه سالم » و « رابطه نا سالم » ( هاريگوپال، 1995 ) مي باشد. تعريف عملياتي : در اين پژوهش ، شيوه حل تعارض بين نمره اي است كه فرد در مقياس نسخه دوم شيوه مقابله رحيم بدست مي آورد.
1 6 3 مهارت جرأت ورزي تعريف عملياتي : ابراز وجود ، شيوه اي از ابراز نيازها ، خواسته ها و احساسات است كه به معناي برسميت شناختن حقوق خود در عين احترام گذاشتن به حقوق ديگران مي باشد ، و جرأتمند بودن به معناي برقرار كردن ارتبا ط به شيوه اي غير منفعلانه و غير پرخاشگرانه است ( كنرلي ترجمه مبيني ) . مؤلفه هاي اين مهارت عبارتند از : ابراز وجود ، نه گفتن به درخواست هاي نا |
دانلود تحقیق و پروژه پایانی بررسي تأثير آموزش مهارتهاي ارتباطي بر افزايش سلامت روانشناختي دانش آموزان مراجعه كننده به مشاورين مدارس

تعداد صفحات: 236
حجم فایل: 600.06 KB
فرمت فایل: WORD _ ورد
دسته بندی: تحقیق آماده
قیمت: 79,000 ریال
تعداد نمایش: 52 نمایش
ارسال توسط: best file
تاریخ ارسال: 28 جولای 2018
به روز رسانی در: 28 جولای 2018
خرید این محصول:
پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.
