كاخ ها كاخ در نگارة بهزاد ـ از خمسة نظامي (اقبلانامه ، نسخة خطي سال 900 هـ.ق 95ـ1494 م) شرفنامه و اقبالنامه دو بخشي هستند كه آخرين مثنوي مجموعه خمسة نظام ـ يعني اسكندرنامه ـ را تشكيل مي دهند. اسكندرنامه بيان سرگذشت اسكندر و اقدامات اوست. اقداماتي كه زير پوشش ظاهري خود حكمت و عرفان موردنظر شاعر را مستتر كرده اند و تنها خواندة آگاه و تيز بين ميتواند به اين گنجينه هاي مستور و مخفي دست يابد. كمال الدين بهزاد با قلم هنر آخرين خود، بعضي از داست هاي نسخة خطي خمسة نظامي را كه متعلق به ميرزاي فارسي بود، به تصوير كشيده است. يكي از اين نگاره ها داستان ياري گرفتن اسندر ا زهفت حكيم براي گشودن رازها و اسرار خلقت را بازتاب ميدهد. در اين نگاره كه با نام «اسكندر و هفت حكيم» خوانده ميشود (بهاري ، 1 ؟13 ص 153) باغ و كوشكي به نقش درآمده كه به احتمال بسيار ويژگي هاي معماري باغ ها و كوشك هاي دورة تموري به طور اعم و باغ ها و كوشك هاي شهر هرات در روزگار زندگي كمال الدين بهزاد را به طور اخص به نمايش مي گذارد. اهميت اين نگاره و نگاره هاي ديگر كه فضاي درون باغ را نشان مي دهند، هنگام آشكار ميشود كه بدانيم بسياري از باغ هاي دورة تيموري پس از يك قرن جلال و شكوه از ميان رفته و ويران شده اند (ويلبر، د باغ ها ايران و كوشك هاي آن ص 67 و 68) نگارنده معتقد است با ياري گرفتن از چنين نگاره هايي و نيز منابع مكتوب تاريخي كه از ساختمان باغ ها و كوشك هاي درون آنها و داده ها و اطلاعات مفصل و جامع ارائه مي كنند، ميتوان به بازسازي باغ هاي از ميان رفتة تيموري پرداخت. اين نگاره با ابعاد 14*20 سانت متر در كتابخانة موزه بريتانيا نگهداري مي شود. (كتاب Bihzad ص 152) اسكندر و هفت حكيم. تطبيق متن نسخه و موضوع نگارة مورد بحث موضوع نگاره و توصيف كلي آن نظامي گنجه اي، در شعر بلند خود كه چند بيت از آن در قسمت هاي فوقاني اين نگاره نوشته شده است، از خلوت ساختن اسكندر با هفت حكيم (فيلسوف) به منظور رازگشايي اسراار خلقت مي گويد. اسكندر فيلسوفان و حكميان چون ارسطو، بليناس سقراط افلاطون و اليس فرفوريوس و هرهس را به گرد خويش فرامي خواند تا هريك از آنها با فرهنگ خويش پرده از اسرار اين جهان برگيرند و آشكار سازند كه «اون بهار جهان چون شكفته» و «بناگر چگونه اين بنا را بنياد نهاده» است (نظامي گنجه اي ص 35 ـ1234) نظامي در شعر خود، هيچ گونه اشاره اي بر ويژگي هاي ساختماني «خلوتگه» اسكندر ندارد و به همين دليل يافتن ارتباطي مستقيم بين متن شعر نظامي ـ و ساختار و تزئينات كاخ (كوشك) درون نگاره ناممكن است. در اينجا از محدوديت هاي تحميل متن اثر كمتري ديده ميشود. به عبرات ديگر از ميان سه عامل متن، بناهاي پابرجاي عمر هنرمند و قوة تخيل او كه پايه هاي مهم و اصلي آفرينش نگاره، محسوب مي شوند دخالت متن بسيار كمرنگ و به طور غيرمستقم صورت گرفته است. بنابراين مي بايست در جريان مطالعه و بررسي خود، بيش از متن، به ارتباط ميان دو عامل تأثير بناهاي پابرجا و خلاقيت ذهن بهزاد بها دهيم. هرچند هيچ ارتباط مستقيمي بين متن و نگاره وجود ندارد، اما شايد بتوان ردپاي كمرنگ و غيرمستقيم از متن را در نگاه مشاهده كرد. مثلاً بهزاد در نگاره اي كه حضرت محمد و يارانش را در مسجد نشان ميدهد. (Bihzad ص 158) به دليل داشتن شخصيت هاي مذهبي درون مجسدي نقش كرده، بدون آن كه در متن شعر به مسجد اشاره اي شده باشد. در اين نگاره نيز وي باتوجه به شخصيت پادشاهانه اسكندر او را پشت به كاخ حكومتي نقش كرده است. اما اسكندر نه با چهره و پوشاك يونانيان و درون كاخ يوناني بلكه با صورت و لباس قرن نهمي هرات و در يكي از باغ هاي اين شهر به تصوير درآمده است. و چه مكاني بهتر از كاخ حكومتي ميتواند خلوتگه اين پادشاه باشد؟ شخصيت هاي نگاره در شعر نظامي به غير از اسكندر و هفت حكيم (فيلسوف) از شخص ديگري سخن به ميان نرفته است، اما در اين نگاره به جمع اين لاتن شخصيت اصلي اشخاص ديگري چون محافظان حكومتي و افراد عادي كوچه و بازار اضافه شده اند كه مي توا آنها را زير عنوان اشخاص فرعي اين نگاره معرفي نمود. شخصيت هاي اصلي با مبنا قرار دادن ابيات شعر نظامي ميتوان اشخاص اصلي نگاره و جايگاه برجستة آنها را از ميان افراد عادي تميز داد. طبق داستان نظامي اسكندر از ميان فيلسوفان، هفت تن از آنان كه عبارتند از: ارسطوي وزير، بليناس برنا، سقراط پير، هرمس نيك راي، افلاطون واليسو فرفروريوس را برمي گزيند و به خلوتگه خويش فرا مي خواند. نظامي در يكي از ابيات خود، اين هفت حكمي را به هفت پرگار تشبيه كرده و بر گردشاه دايره اي تشكيل دادند و خود شاه (اسكندر) نقطه گاه اين دايره محسوب شده است.: چنين هفت پرگار بر گرد شاه در آن دايره شاه شد نقطه گاه (همان 1234) به احتمال بسيار، بهزاد در طراحي و نقش كردن اشخاص اصلي نگاره، بين فوق را هلاك خود قرار داده است. در اين نگاه هفت حكمي بر گرد اسكندر جمع شده اند، در حاليكه در بهترين نقطه نگاره كه در كانون توجه بيننده قرار دارد، اسكندر به نقشدرآمده: همچون نقطه گاهي در يك دايره. سه نفر از حكما در سمت چپ و چهار تن آنان در سمت راست آن. در مقابل يكي از آنان كتاب گشوده اي قرار دارد و در جلوي ديگري، شيئي كه بسيار شبيه اسطرلاب ستاره شناسي است . اسكندر و هفت حكيم، چهره هايي شبيه مردان قرن نهم هرات دارند و لباس هايي چون آنان بر تن كرده اند. به نظر مي رسد بهزاد جسم اسكندر را با كالبد سلطان حسين بايقرا متصور شده باشد. شخصيت هاي فرعي بهزاد در اين نگاره نيز همانند اغلب نگاره هاي خود، با دخل و تصرفي هنرمندانه در داستان ـ متن ـ اشخاص عادي و معمولي را در كنار پادشاهان و حكام نقش ميك ند، هرچند به وسيلة ديوار يا نرده اي بين آنها جدايي و فاصله ايجاد مينمايد. اشخاص معمولي كه تا آن زمان از طرف تاريخ نگاران بر وجود آنها قلم انكار كشيده شده بود، در نگاره هاي بهزاد جان مي گيرند و جاودانه مي شوند. در اين نگاره دوستي از محافظات حكومتي در سمت چپ تصوير و كنار نردههاي چوبي قرمز رنگ نقش شده اند و بقية افراد عاي در فضاي بيرون از باغ به تصوير در آمده اند. نگهباني در آستانة ورودي باغ نشسته و ديگران را از ورود به خلوتگه اسندر مانع ميشود. دو نفر از افراد عادي در مقابل نگهبان زانو زده اند و گويي به دنبال اذن دخول هستند. دو تن ديگر در حالت ايستاده سرگرم گفتگويند. در گوشة پايين سمت راست نگاره، دو نفر ديگر كه روي زمين نشسته اند با يكديگر به گفتگو مشغول هستند. افراد عادي بوسيلة ديواري كه فقط از ازاره هاي سنگي آن نقش شده از اسندر و هفت حكمي جدا شده اند. همة افراد درون نگاره اصلي وفرعي چهره و لباس مردمان آسياي مركزي قرن نهم هجري به ويژه مردمان شهر هرات را انعكاس مي دهند. |
دانلود تحقیق و پروژه پایانی بررسي معماري دوره تيموريان و نگرش كمال الدين بهزاد در نمايش معماري مساجد

تعداد صفحات: 66
حجم فایل: 115.7 KB
فرمت فایل: WORD _ ورد
دسته بندی: تحقیق آماده
قیمت: 66,000 ریال
تعداد نمایش: 53 نمایش
ارسال توسط: best file
تاریخ ارسال: 26 جولای 2018
به روز رسانی در: 26 جولای 2018
خرید این محصول:
پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.
