بررسي ميزان مشاركت و محروميت زنان به نحو تاريخي و با توجه به تعاليم و فرصتهاي موجود در حوزة هنرهاي مختلف پرداختن به موسيقي سرگرمي رايجي است كه در بسياري از جنبههاي زندگي : [از جمله جنبههاي] خانگي، عمومي، ديني و تشريفاتي نفوذ كرده است. ترانههاي كارگري ، ذهن را از زحمت دشوار منحرف كرده و آهنگي موزون براي فعاليتهاي بدني فراهم ميكنند؛ زمزمة لالاييها كودكان را خواب ميكند؛ زمزمههاي [زيرلبي] بيهدف گذر زمان را سهل مي كنند. در حقيقت تمام فرهنگها به موسيقي ميپردازند، و نحوة [آواز] خواندن، رقصيدن، يا نواختن سازهاي مختلف توسط زنان و مردان در بسياري از آنها متفاوت است. [2] اكثر موسيقيهاي سنتي داراي كاركردهاي زيبايي شناسانه و همچنين منفعت گرايانه هستند؛ بدين معنا كه ، از موسيقي هم به خاطر خودش و هم براي تفريح، سرگرمي، يا مقاصد مدني يا دينياي كه به انجام ميرساند، بهره برده ميشود. در دوره ها و مكانهاي خاصي در تاريخ، زنان مشاركت هاي مهمي در اجرا و حتي ساخت قطعات موسيقي داشتهاند. براي مثال، در بارگاههاي اروپا در قرون وسطي و در مؤسسات مذهبي همچون صومعهها، وضع بدين شكل بوده است. [3] با اين حال از رنسانس تا دورةمدرن كه اكثر قطعههاي اساسي هنرموسيقي ما نيز محصول همين دوره ميباشد، دسترسي زنان به آموزش موسيقي و فرصتهاي [مختلف] جهت اجرا [موسيقي] تا حد زيادي محدود بوده است. آن نوع از موسيقي كه با سنت هنر زيبا همتا بود، به تدريج تبديل به وظيفة حرفهايها شد. كار ايشان اين بود كه با مهارت براي حضاري كه به دنبال لذت زيبايي شناسانه و بسط فهم فرهنگي خود از طريق آثار بهترين آهنگ سازان بودند، [قطعاتي را] اجرا كنند. برخي از قطعات موسيقي مربوط به سنت غربي كه به عنوان نقطة اوج دستآوردهاي موسيقايي ستوده ميشوند، نه به شكل موسيقي به مثابة هنر [زيبا] بلكه براي مراسم مذهبي و عبادي نوشته شده بودند، درصورتيكه الگوي قطعة موسيقايي در نظام هنر – زيبا، اثري است كه تنها به دليل زيبايي، پيچيدگي، نوظهوري، يا بغرنجياي كه دارد و به طور خلاصه، تنها به دليل كيفيات زيبايي شناسانه اش، مورد شنود قرار گيرد. آنچه در هنرهاي تصويري به عنوان تمايز ميان حرفه و هنر شناخته ميشود، در عالم موسيقي به مثابة تفاوت ميان موسيقياي است كه غايتي خارج از خود را فراهم مي كند (از جمله تشريفات مدني، نيايشهاي مذهبي، يا سرگرمي] و «موسيقي هنري» كه براي لذت زيبايي شناسانه خلق شده است. [4] اين سنتي است كه مخصوصاً منعكس كننده سليقههاي مربوط به طبقات بالا و متوسط [اجتماعي] ميباشد، و ايدههاي مختلف در مورد زنيت كه فعاليتهاي موسيقايي زنان را محدود و مشخص ميكردند نيز در اين طبقات واقع شده بودند. اجرا بانوهاي جوان در دورة مدرن به پرورش دستة خاصي از استعدادهاي هنري تشويق ميشدند، از جمله نقاشي و طراحي، و مهارتهاي مختلف در [آواز] خواندن و نواختن يك آلت موسيقي مثل پيانو، هارپسيكورد ، يا چنگ. آنها گاهي به خوبي تربيت [فاضل] ميشدند، و دختري كه موسيقي ميدانست. ، به دليل پذيرايي و سرگرمي جمعي كه فراهم ميكرد، ميتوانست سرماية قابل توجهي براي خانه به شمار آيد. (خوانندگان رمانهاي جين آستن به ياد خواهند آورد كه چه دفعات بسياري شخصيتهاي مؤنث فرا خوانده ميشدند تا براي جمعيت [انجمن] بخوانند يا بنوازند.) همانا اجراي موسيقي در فضاهاي خانگي از طرف خانوادهها، ممارستهاي آموزشي، و كتابهاي بيشماري كه در حوزة آداب [معاشرت]، اخلاق و ادارة خانه، چاپ ميشدند، مورد تشويق قرار ميگرفت. اجرا براي عموم مسأله ديگري است. قرنها بود كه حضور زنان روي صحنه، در هر نقشي و به طور كلي نه تنها مكروه بود بلكه در بسياري از جوامع توسط قانون نيز تحريم شده بود. ضمانت اجرائي اجتماعي براي امكان جلوة شخص در جامعة [مكانهاي عمومي] نيز به همان اندازه محكم بود، چنانكه موجب نقض هنجارهاي مربوط به برازندگي [شايسته سالاري] و فروتني ميشد.در حقيقت، هنگامي هم كه حضور ايفاگران مؤنث روي صحنه عاديتر شد، اغلب ايشان از طبقات پايينتر اجتماع بودند.[5] به عنوان يك قانون، كمالات موسيقايي به مثابة درآمدي خانگي تصور مي شدند كه نميبايست به هيچ چيزي شبيه به يك تعهد حرفهاي منتهي شوند. محدوديتهاي نزاكتي فراتر از اجراي موسيقايي بر انتشار قطعات موسيقايي شخص نيز تأثير گذاشتند، پيشامدي كه در حوزة ادبيات نيز روي داد. به همين دليل، برخي از آثار فني مندلسون آشكارا به نام برادرش فليكس مندلسون چاپ ميشدند. [6] گر چه امروزه موزيسينهاي حرفهاي را به عنوان اشخاصي فاضل و به نسبت داراي مقام اجتماعي والا مي شناسيم، در دورههاي گذشته، «موزيسين حرفهاي» لزوماً يك عنوان تعريفي عالي نبود، چرا كه [چنين عنواني] در اشاره به شخصي به كار ميرفت [مذكر يا مؤنث] كه محتاج به امرار معاش از طريق هنرش بود ( برخلاف موسيقيدانان اصيل [و نجيب]). ولي مهمتر اينكه اين عنوان به شخصي اشاره دارد كه به طور رسمي هنري خاص را آموخته باشد. جنبة حرفهاي هنر است كه عمدتاً از دسترس زنان خارج بوده. براي مثال، در قرون وسطي، اشكال پيچيدة موسيقي چند آوايي در مدارس كليساي جامع آموزش داده ميشد، و در حاليكه زنان اغلب به اجراي موسيقي ميپرداختند ولي به ندرت ساخت قطعات موسيقي را ميآموختند، چرا كه اين مدارس تنها مختص به روحانيون مذكر بودند. وضعيتي مشابه در تعدادي از سنتهاي ديگر نيز پيش آمد: مشاركت زنان چنان محدودتر از [مشاركت] مردان است كه علي رغم تشويق ايشان به پرورش بعضي از استعدادهايشان، آنها به ندرت همچون مردان هم رتبة خود، قادر به پيگيري اين استعدادها تا درجة مشابهي بودند. همراه با رشد جمعيت طبقة متوسط هنر مصرفي و بازار هنر در دورة مدرن كه هنرمندان را متوجه امرار معاش از طريق موسيقي يا (نقاشي يا نويسندگي) كرد، عدم وجود فرصتهاي حرفهاي براي زنان اغلب باعث باقي ماندن ايشان در وضعيت آماتوري،. هم به عنوان نوازنده و هم به عنوان آهنگساز شد. مفاهيم مسلط مربوط به زنانگي مشكلات مضاعفي به [مسأله] اجرا در ملاء عام اضافه كردند، برخي از اين مشكلات امروزه عجيب و تا حدودي مضحك به نظر مي رسند. زنان حداقل از دورة رنسانس، به سمت آلات موسيقي «زنانه» سوق داده ميشدند، يعني آن آلاتي كه امكان نواختنشان بدون حضور هنرمند در جمع يا پيدايش وضعي ناشايسته، وجود داشت. نواختن ويولن باس يا ويولن سل ، كه هنگام نواخته شدن ميان زانوان نوازنده قرار ميگيرند، از نظر بسياري داراي يك وضع نامناسب بود. گر چه لطافت فلوت بسياري از نوازندگان مؤنث را به نواختن آن متمايل ميكرد، [با اين حال] بسياري از سازهاي بادي گونهها را از حالت طبيعي خود خارج ميكنند و باعث سرخ شدن چهره ميشوند. برخي از انواع شيپورها سيل ناخوشايندي از آب دهان را جاري ميسازند. در اوايل قرن بيستم، يك رهبر اركستر تأسف خود را از اينكه وابستگي موزيسينها با اتحاديههاي كارگري، اركسترها را مجبور به قبول نوازندگان مؤنث كرده است، ابراز كرد، امري كه آن را هم به ضرر اركستر و هم به ضرر زنان روي صحنه ميدانست: قرار بر اين است كه زنان چنگ نواز نسبت به مردان پسنديدهتر باشند، چرا كه چنگ اساساً يك ساز زنانه است. نواختن چنگ مستلزم چنان پنجهگذاري ظريفي است ، كه شاهد تقاضاي همه جانبه از حضور زنان در اين حوزه هستيم. وليكن . . . قصد طبيعت هرگز بر اين نبوده است كه جنس لطيف [زن] تبديل به شيپور زن ، ترومبون نواز و نوازندة سازهاي بادي بشود. اولاً آنها [زنان] براي نواختن چنين سازهايي به اندازة مردان قوي نيستند . . . نكتة ديگر عليه ايشان اين است كه امكان ندارد زنان سازهاي برنجي را بنوازند و [در عين حال] زيبا هم به نظر برسند، و [اصلاً] چرا بايد ظاهر قشنگشان را تباه كنند؟ [7] ظاهراً هنرمند مؤنث نميتواند از اينكه به عنوان يك شيء زيبايي شناسانه لحاظ شود، خلاصي يابد ، حتي زمانيكه فعالانه مشغول توليد ديگر اشياء زيبايي شناسانه است. اين ايده كه زنان چنگ نواز به دليل ظرافت ساز كه با ظرافت نوازنده هماهنگي دارد، مورد پذيرش واقع ميشوند به طور مبهم توسط يكي از پيشگامان دسته نوازندگان زنان ، اتل اسميت ، مورد ملاحظه قرار گرفته است، او پيوستگي چنگ با [مفهوم] زنانگي را منفعتي مشكوك قلمداد كرده است: با اينكه چنگ يك ساز پردردسر و بيشتر غير سودمند بوده است، سنت باستاني اجازةنواختن آن را به زنان داده است. در واقع فكر ميكنم كه همكاران او [زنان چنگ نواز] بيشتر اين حضور مجرد بازوان سپيد در ميان خود را گرامي ميدارند، همانطور كه مردان اهل قبيله ولز بزسپيد قبيله را گرامي ميداشتند. [8] شايد بيميلي اي كه در بدو امر نسبت به ايدة حضور زنان نوازنده در كنار مردان در اركستر سمفونيها، وجود داشت اكنون به نحو غريبي از مد افتاده به نظر بيايد، وليكن بايد در نظر داشته باشيم كه بسياري از رسوماتي كه مانع حضور زنان در چنين فعاليتهايي مي شد، تنها اخيراً كنار گذاشته شدهاند. براي مثال اكستر مشهور فيلهارمونيك وين، تنها در سال 1997 بود كه مناصبي را نيز به زنان اختصاص داد. [9] |
دانلود تحقیق و پروژه پایانی بررسي ميزان مشاركت و محروميت زنان به نحو تاريخي و با توجه به تعاليم و فرصتهاي موجود در حوزة هنرهاي مختلف

تعداد صفحات: 73
حجم فایل: 164.3 KB
فرمت فایل: WORD _ ورد
دسته بندی: تحقیق آماده
قیمت: 73,000 ریال
تعداد نمایش: 39 نمایش
ارسال توسط: best file
تاریخ ارسال: 26 جولای 2018
به روز رسانی در: 26 جولای 2018
خرید این محصول:
پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.
