دانلود تحقیق و پروژه پایانی بررسی زندگی سیاسی دکتر محمد مصدق از ابتدا تا پایان

دانلود تحقیق و پروژه پایانی بررسی زندگی سیاسی دکتر محمد مصدق از ابتدا تا پایان

تعداد صفحات: 32

حجم فایل: 31 KB

فرمت فایل: WORD _ ورد

دسته بندی:

قیمت: 79,000 ریال

تعداد نمایش: 73 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 23 جولای 2018

به روز رسانی در: 23 جولای 2018

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

79,000 ریال – خرید

فهرست مطالب

 

مقدمه1

كودكي و جواني2

استان‌دار مردمي4

نماينده‌ي آزادي‌خواه6

آغازي ديگر8

نخست‌وزير ايران10

ملي‌شدن صنعت نفت12

در شوراي امنيت14

در ديوان لاهه16

دور ديگر نخست‌وزيري18

اصلاحات به روش مصدق19

كودتاي آمريكايي و انگليسي21

خاموشي قهرمان24

منشور مصدق25

مصدق در نگاه انديشمندان27

منبع:28

 

 

 

مقدمه

دكتر محمد مصدق(1345     1261) نخست‌وزير دولت مردمي ايران و يكي از رهبران جنبش ملي‌كردن صنعت نفت بود. او كه از دانشگاه نوشاتل سوييس در رشته‌ي حقوق درجه‌ي دكترا گرفته بود، توانست بر حق بودن مردم ايران را در موضوع نفت در دادگاه لاهه ثابت كند. اما كودتايي كه با پشتيباني انگليس و آمريكا و همراهي برخي نيروهاي داخلي در 28 مرداد 1332 رخ داد، بازگشت دوباره‌ي نظام خودكامه‌ي پهلوي و خانه‌نشيني مصدق را به همراه داشت. با اين همه، كار ماندگار او الهام‌بخش جنبش‌هاي ضد استعماري در منطقه شد.

كودكي و جواني

محمد مصدق روز 29 ارديبهشت سال 1261 خورشيدي در تهران به دنيا آمد. پدرش ميرزا هدايت آشتياني، وزير دفتر استيفا(دارايي) در دوران ناصرالدين‌شاه قاجار بود كه گرايش زيادي به ميرزاتقي‌خان اميركبير داشت. مادرش ملك تاج خانم(نجم السلطنه) نواده‌ي عباس‌ميرزا و بنيان‌گذار بيمارستان نجميه‌ي تهران بود. مصدق در خانواده‌اي پرورش يافت كه به اسلام، حضرت محمد(ص) و خاندان پاكش علاقه‌ي فراوان داشتند. ميرزا حسن‌خان اعتماد السلطنه، وزير انطباعات(چاپ و نشر) ناصرالدين شاه، در روزنامه‌ي خاطرات خود آورده است كه هر گاه نشستي از درباريان برگزار مي‌شد و مي‌خواستند در ادامه‌ي كار به هجوگويي و يا نوشيدن شراب بپردازند، ميرزا هدايت از آن نشست بيرون مي‌رفت.

مصدق آموزش‌هاي معمول در آن زمان را در تهران فراگرفت و پس از مرگ پدر به مقام استيفاي خراسان برگزيده شد. اما از آن‌جا كه به علوم نوين علاقه داشت، كار پدران خود را رها كرد و در مدرسه‌ي سياسي تهران، كه به تازگي برپا شده بود، به ادامه‌ي تحصيل پرداخت. او كه در جريان انقلاب مشروطه به جرگه‌ي آزادي‌خواهان پيوسته بود، پس از آن كه محمدعلي شاه مجلس را به توپ بست، زماني را مانند بسياري از آزادي‌خواهان فراري شد و پنهاني زندگي مي‌كرد. سپس از راه روسيه به اروپا رفت و در مدرسه‌ي علوم سياسي پاريس به فراگيري آموزش‌هاي عالي پرداخت. او پس از دو سال به دليل بيماري به ايران بازگشت، اما پس از پنج ماه راهي سوييس شد و در نوشاتل در رشته‌ي حقوق به فراگيري دانش پرداخت. سرانجام در سال 1913 ميلادي توانست درجه‌ي دكتراي حقوق را دريافت كند و پس از يك دوره كارآموزي، پروانه‌ي وكالت گرفت.

استان‌دار مردمي

مصدق بي‌درنگ به ايران بازگشت و در مدرسه‌ي علوم سياسي به آموزش حقوق پرداخت. او در سال 1296 خورشيدي به عنوان معاون وزارت ماليه(دارايي) و عضو كميسيون تطبيق و حوالجات شد. در دوره‌ي نخست‌وزيري وثوق الدوله با قرارداد 1919 سخت مخالفت كرد و بدر سفر خود به اروپا، بيانه‌هاي اعتراض‌آميزي در روزنامه‌هاي اروپا به چاپ رساند. سرانجام آن قرارداد شكست خورد، وثوق‌الدوله بركنار شد و مشيرالدوله بر سر كار آمد. مصدق از سوي مشيرالدوله به وزارت عدليه(دادگستري) برگزيده شده بود، اما در بازگشت به ايران از راه بوشهر به درخواست مردم فارس به والي‌گري(استان‌داري)آن‌جا برگزيده شد و تا كودتاي اسفند 1299 خورشيدي در همان‌جا ماند.

مصدق در دوراني كه در فارس بود براي برقراري امنيت و جلوگيري از باجگيري سرمايه‌داران و زورمداران از مردم كوشش‌هاي فراواني كرد. در همان دوران بود كه به يكي از عالمان شيراز به نام آيت‌الله سيد محمد شريف تقوي كمك كرد تا كتابي را كه با نام قانون الهي نوشته بود به چاپ برساند. آيت‌الله تقوي در آغاز كتاب خود از هم‌ياري مصدق چنين ياد كرده است:”چندين سال است كه من اين كتاب را نوشته‌ام، اما تا كنون امكان مادي براي چاپ آن نداشتم تا اين كه آقاي دكتر مصدق والي فارس شد.” سپس با تمجيد و تجليل از مصدق عنوان مي كند كه او هزينه‌ي چاپ آن كتاب را پرداخته است.

پس از كودتاي سيد ضيا‌ءالدين طباطبايي و رضاخان ميرپنج، دكتر مصدق از نخستين شخصيت‌ها سياسي بود كه با آن كودتا مخالفت كرد و ابلاغيه‌ي حكومت را در فارس انتشار نداد. كوشش او براي تشويق احمدشاه قاجار به پايداري در برابر كودتا به جايي نرسيد و چون مي‌دانست سيد ضياء‌الدين طباطبايي، نخست‌وزير كودتا، به دموكراسي و آزادي باور نداشت، از والي‌گري فارس استعفا داد. پس از اندكي قوام‌السلطنه، نخست‌وزير، او را براي وزارت دارايي برگزيد، اما مصدق به علت حضور آرميتاژ اسميت، مستشار انگليسي، در آن وزارت‌خانه از پذيرش آن سرباز زد. اما پس از رفتن مستشار انگليسي در آبان 1300 خورشيدي با گرفتن اختيارهايي از مجلس شوراي ملي به وزارت دارايي رفت. با اين همه، دولت قوام چندان دوام نياورد.

دكتر مصدق در 28 بهمن‌ماه 1300 خورشيدي به استانداري آذربايجان برگزيده شد و تا ميانه‌ي سال 1301 خورشيدي در مان جايگاه بود. او كوشش‌هاي فراواني براي آسايش مردم آذربايجان انجام داد، اما كارشكني‌هاي رضاخان، كه در آن زمان وزير جنگ بود، استعفاي مصدق را در پي داشت. در پي استعفاي دكتر مصدق، نامه‌ها و تلگراف‌هاي فراواني از سوي عالمان بزرگ آذربايجان، از جمله ميرزا باقر رضي، محمد بن موسي ثقه الاسلام، عبدالحسين حسني و حاج صادق آقا بزرگ به سوي قوام‌السلطنه، رييس الوزرا(نخست‌وزير) فرستاده شد كه خواستار بازگشت مصدق به جايگاه خود بودند.

نماينده‌ي آزادي‌خواه

مصدق در دوره‌ي پنجم مجلس شوراي ملي نمايندگي مردم تهران را به دست آورد. در همان دوره بود كه موضوع تغيير سلطنت و پادشاه شدن رضاخان، كه در آن زمان نخست وزير احمدشاه و هم‌زمان وزير جنگ بود، مطرح شد. مصدق كه از ويراني‌ها و گرفتاري‌هايي كه نظام خودكامه‌ي قاجار براي مردم ايران به بار آورده بود، نيك آگاه بود و بزرگ‌ترين دستاورد انقلاب مشروطه را تفكيك قوا، به وجود آمدن مجلس شورا و كاستن از دخالت هاي شاه در كارهاي كشور مي‌دانست، از مخالفان سرسخت پي‌ريزي يك نظام خودكامه‌ي ديگر شد. او در جلسه ي نهم آبان‌ماه 1304 خورشيدي در سخنراني خود در مجلس مخالفت خود را با پادشاه شدن رضاخان اين گونه بيان كرد:

پاسخ دهید