بررسي ويژگي هاي تئاتر نه روالي در نمايشنامه نقاشي 1 طنز سياه: در طول نمايشنامه مجموعه حوادث مضحكي رخ مي دهند كه در وهلة اول خنده بر لب تماشاچي مي نشاند اما در نهايت منجر به تأثر و اندوه و غم زدگي او مي شوند. در طول اين نمايش فاجعه چون آتش زير خاكستر پنهان است. جنبه هاي طنز نمايشنامه از آغاز و با تأكيدهاي نويسنده در توضيح صحنه قابل دريافت است: صحنه:…. آقاي عظيم الجثه و موقر روي صندلي راحتي نشسته … از خود راضي به نظر مي رسد كراواتي رنگارنگ بسته و آستين ها را بالا زده و ساعت طلاي عظيمي به مچش بشته است. همان طور كه حرف مي زند دندانهايش را با خلال دندان عظيمي خلال و گوشش را با گوش پاك كن عظيمي كه جعبه آن را روي ميزش گذاشته، پاك مي كند. لباس نقاش فقيرانه است. ولگردي آسمان جل به نظر مي رسد. كراوات جل و شلي دور گردن دارد و بومي زير بغل لوله كرده است و مثل خل ها مي ماند… آليس زن پيري است كه پيشبندي كثيف بسته و كفش هاي صندل به پا دارد مكرراً باد در دماغش مي افتد و مفش را بالا مي كشد… اما فاجعه پنهان در اين اثر، ناكامي و ظلم زدگي آدم هاي نمايش است كه زمينة فراگير آن، انسان روح و جسم باخته در عصر حاضر است. افراد نمايش نه تنها ارتباطي عميق با هم ندارند، بلكه ماده پرستي، رياكاري و دروغ جاي شرافتمندي در رابطه هاي آنان را نيز گرفته است. مرد عظيم الجثه ادعاهاي پوچ و توخالي دارد و علاقه او به هنر و خريد تابلوهاي نقاشي كه آن ها را گران تر از ارزش واقعي مي داند نيز، از سر تفرعن است. اميال او سركوب شده است و پوشش هزل و طنز نيز حتي نمي تواند تأثير اين اميال را كمرنگ نشان دهد. با اينكه حرف هاي آدم هاي نمايش بسيار جدي به نظر ميرسد، اما در آميختن جدي و شوخي و بيان تراژدي انسان معاصر در لفاف و پوشه كمدي و انجام حركات مضحك و عروسكي1 تأثير فاجعه انساني را عميق تر و پايدار تر مي كند. با اينكه فاجعه نمايشنامه هاي مدرن به دلايلي كه بر خواهيم شمرد نميتواند همچون فاجعه هاي تراژدي هاي كلاسيك باشد، اما همان تأثير تراژيك در پايان نمايشنامه در ذهن و جان بيننده و مخاطب جاري مي شود. برخي از نظريه پردازان تئاتر اعتقاد دارند، در عصر حاضر وقوع تراژدي به معنا كلاسيك ديگر ميسر نيست و دليل اين است كه اولاً ايجاد دموكراسي در عصر حاضر و برابري نسبي انسانها ، معناي شخصيت هاي فرادست و فرودست را از بين برده است و دليل ديگر نيز اين است كه با وجود تئوريهاي روانشناسي و نظريات ماركس و داروين در مورد انسان و موقعيت او در جهان، انسان ها خود مسئول عمل خويشتن هستند و پذيرش و انتخاب سرنوشت با خود آن ها است. در نمايش نقاشي ديالوگ ها و رفتار آدم ها با اينكه مضحك و خنده آور به نظر ميرسند، اما حقايقي تلخ و گزنده و كوبنده در درون آن ها نهفته است و حتي ظلم و ستم نيز به گونه اي مضحك اجرا مي شود.يكي از نمونه هاي آن صحنه اي است كه مرد عظيم الجثه با مكالمات سفسطه آميز تابلوي نقاشي را تصاحب و روي ديوار نصب مي كند. حتي رابطه ي اين مرد با همسرش كه از فرط كسالت و بي علاقگي شبيه رابطه خواهر و برادر است نشان از رابطة هولناك زن و شوهرها در دنياي معاصر و مدرن دارد، كه هيچگونه عشقق و علاقه بين آنها وجود ندارد. 2 نگارش خودكار: در ديالوگ هاي نمايشنامه هاي يونسكو به خصوص در نمايشنامة نقاشي، با ديالوگهاي طولاني، ياوه گويي و حرف هاي مزخرف و بيمارگونه و بدون منطق برخورد مي كنيم. حرف هايي كه در نهايت نه چيزي را اثبات و نه چيزي را انكار مي كنند. صحبت هاي بين مرد عظيم الجثه و نقاش عليرغم بي منطقي و سفسطه آميز بودن، نقاش را مغبون مي كند. همچنين گفتگوي بين آليس و مرد عظيم الجثه نيز بي ربط و تكراري و احمقانه مي نمايد. در اين ديالوگ ها كمتر گرايش به موجز گويي ويراستاري نويسنده قابل مشاهده است و تبعيت از ويراستاري ادبي تئاتر روالي در اين نمايشنامه به چشم نمي خورد. 3 زبان: نمايشنامه به جاي ايجاد ارتباط، آدم ها را از هم دور مي كند. معلوم نيست كه آدم هاي اين نمايش چقدر همديگر را مي فهمند. زبان نمايشنامه به جاي رفع ابهام بيشتر در جهت ايجاد ابهام عمل مي كند. و بيش از هر چيز ديگر در نمايشنامه تسلط وحضور دارد. حتي مي توان گفت زبان بر كنش1 ، طرح2 ، و شخصيت ، حضور قوي تري دارد. آدمهاي «نقاشي» هرچه بيشتر با هم حرف مي زنند. كمتر همديگر را مي فهمند. وراجي هاي آنها تنها حضورشان را اعلام مي كند و زبانشان كليشه اي و كلي گو است. زبان نقاش انفعالي و پذيرنده است. |
دانلود تحقیق و پروژه پایانی بررسی ويژگي هاي نمايشنامه هاي نه روالي در نمايشنامه هاي نقاشي و ماراساد

تعداد صفحات: 32
حجم فایل: 93.1 KB
فرمت فایل: WORD _ ورد
دسته بندی: تحقیق آماده
قیمت: 32,000 ریال
تعداد نمایش: 54 نمایش
ارسال توسط: best file
تاریخ ارسال: 4 آگوست 2018
به روز رسانی در: 4 آگوست 2018
خرید این محصول:
پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.
