حقوق
تعارض ديدگاهها از منظر قانون و عدالت
در روز شنبه 31/6/80 در نمازخانه دادگستري كل خراسان كه بعنوان سالن اجتماعات مورد استفاده قرار مي گيرد اولين جلسه محاكمه مردي كه 16 زن را طي حدود يكسال بقتل رسانده بود برگزار مي شد براي دقايقي حدود يك ربع ساعت در جلسه مذكور شركت كردم بعلت انبوه جمعيت اعم از اولياء دم و مردم عادي و قلت جا از ورود مردم جلوگيري مي شد زيرا صندلي خالي براي نشستن وجودنداشت-
معذالك يكي از دست اندركاران وقتي ديد من مي خواهم به جلسه بروم به مامورين جلو سالن مطلب را گرفت و آنها نيز راه را براي ورود من به سالن گشودند اگرچه حدود ظهر بود و عده اي نيز محل را ترك كرده بودند اگرچه صندلي خالي بندرت يافت مي شد ولي جمعيتي هم در بيرون براي ورود انتظار نمي كشيدند ولي اگر اعلام ميشد صندلي خالي وجود دارد به تعداد صندلي هاي خالي به افراد اجازه ورود مي دادند بهرحال من رفتم و يك صندلي خالي بود و نشسام، جمعيت به تقريب حدود دويست نفر تا دويست و پنجاه نفر بودند و وسايل عكسبرداري از راديو و تلويزيون و روزنامه در سالن وجود داشت و خبرنگاران نيز مشغول نوشتن و عكاسان نيز عكس مي گرفتند و در صفحه تلويزيون در را بسته مانند نيز سالن و متهم و حاضرين نشان داده مي شدند.
متهم در كمال خونسردي اقرار ميكرد كه قتلها را مرتكب شده است تعدادي از آنها را با موتورسيكلت حمل كرده است اعم از وقتي كه زنده بوده اند كه بر ترك موتور سوار ميكرده و هنگامي كه آنها را به قتل نيز مي رسانده است با چادري كه داشته مثل ساك آن را محكم مي بسته و در بغل از طبقه فوقاني به طبقه تحتاني منتقل مي نموده است و آنها را با طنابي كه مخصوص ترك بند بوده است محكم مي كرده و به محلي خلوت برده و در آنجا رها ميكرده است بدين ترتيب كه طنابها را باز و پس از آزاد شدن جسد آنرا برداشته و روي زمين قرار مي داده است و محل ها نيز نسبتاً مشخص بوده اند حاشيه صدمتري كمربندي بلوار قائم يا خيام شمالي كه نقاط خلوت و در دست ساخت مي باشند و وقتي كه ماشين داشته پس از قتل آنها را در صندوق عقب قرار مي داده است و به نقاط مذكور منتقل مي كرده است و اين محل جنازه ها پس از تاريكي شب انجام مي گرديده است و فقط يكي در روز انجام شده است كه جنازه مذكور را به جاده سنتو برده و مابين جاده قوچان و سنتو در بيابانها انداخته است بر ترتيب متهم مي گفت ما جمهوري اسلامي برقرار كرديم كه فساد نباشد بيشتر شد بعد گفتيم اسلامي محمدي داريم فساد باز هم افزايش يافت و امسال را سال علوي ناميده ايم ولي سير سعودي فساد ادامه دارد و من براي مبارزه با فساد اينكار را مي كرده ايم و مي دانستم كه اين عمل نيز پاياني دارد اكنون نمي دانم كارهاي من افتخار است يا ننگ آور مي باشند و به هر حال نگراني از دستگيري نيز نداشتم.
مبارزه بين خوبي و بدي، زشتي و زيبايي، ظلمت و تاريكي، خير و شر مي باشد كه متهم مدعي است براي كمك بخوبي و گسترش خير و جلوگيري از فساد و شر اقدام نموده است ولي از طرف ديگر بزرگترين گناه را كه قتل نفس است صورت ميداده و چون اين قتل را به اعتقاد خويش در راه گسترش عدل و داد مي شمرده است از آن استقبال ميكرده و ندامت و پشيماني نيز ندارد قضيه را عكس مي كنيم اگر فرض كنيم كه اين زنها به فحشاء كمك مي كرده اند و موجب سقوط جوانها را از پيمودن راه درست مي شده و به بيراه كشانده مي شدند و درست باشد و آنها مصمم شوند براي گسترش اعمال زشت و غيرانساني با يكديگر متحد شوند و مردان و زناني را كه داراي طرز تفكر مخالف آنها هستند بكشند آيا باز هم متهم جرات انجام اين قتل ها را پيدا مي كرد يا دست از اين كار مي كشيد يا آنكه بكار خود سرعت شتاب بيشتري مي بخشيد به عبارت ديگر آيا در شرايطي كه اين طرز فكر نيز معتقداتي داشت وضع به گونه اي ديگر و از زاويه اي متفاوت قابل ارزيابي بود اينها همه مسائل اعتقادي است و نظري و تئوري مي باشد وليكن در عمل بايد به قانون بسنده كرد زيرا اگر عمل به معتقدات گسترش يابد بايد شاهد مرگهاي زيادي باشيم كه اين اعتقادات براي دارنده آن ارزش و اعتبار دارد و قتلي كه مي كند از ديدگاه خودش قابل توجيه است فردي كه با اعتقاد فاسد بودن ديگري را مي كشد و فرد فاسد مورد نظر او نيز ممكن است همين اعتقاد را در مورد شخص مقابل داشته باشد و بخود حق بدهد كه طرف مقابل را از پا درآورد و اگر چنين فرضيه و اعتقادي در اجتماع جان بگيرد ديگر از اجتماع اندي باقي نخواهد ماند طرفدار هر اعتقادي بخود اجازه مي دهد كه دارنده اعتقاد ديگر را از پا درآورد و با توجه به تفاوت و تغاير اعتقادات هر روز بايد بيشتر از روز قبل شاهد قتل باشيد بدين سبب قانون گزار براي جلوگيري از هرج و مرج و خونريزي مقرراتي را با عنوان قانون وضع كرده و همگان را تكليف به رعايت آن نموده است كه عملي را انجام دهند يا آنكه از انجام عملي خودداري نمايد و بدين وسيله افراد را بطور خصوصي منع كرده اند كه خودشان قانونگذار كنند فساد را تشخيص دهند و حكم قضيه را نيز صادر كنند و خودشان آنرا به مرحله اجراء بگذارند در اين صورت شرع و قانون به هيچ گرفته و نظام حكومتي به مسخره گرفته شده دولت و قوه مقننه و قوه مجريه همه به بازي گرفته شده اند و اعتقادي براي آن از جهت عامل ملفوظ نمي شود يعني اين فرد در اين نظام و مملكت زندگي بكند ولي خود را مكلف به مراعات قوانين و نظامات اين مملكت نمي داند و از امنيت آن استفاده مي كند و به امنيت آن خيانت مي كند و همه آنها را قرباني مي نمايد تا به مقصود خود دست پيدا كند زيرا احترام به امنيت وقتي حاصل مي شود كه مقررات و نظامات آن كشور محترم شمرده شود فرق نمي كند اين اقدامات كه هر فردي انجام دهد كه خود را منشرع و مذهبي معرفي مي كند يا دچار شهوت گرديده يا به قصد اخاذي اين كار را مي نمايد يا در سايه فريب به كمك رسانب اين عمل را انجام مي دهد دواعي و انگيزه هاي متفاوتي ممكن است در اينكار موثر باشد وليكن آنها از حيث قانون هيچ تاثيري در عمليات مجرمانه ارتكابي ندارند زيرا عمل مجرمانه را قانون تعيين مي كند و خارج از استثنائاتي كه قانون عمل مجرمانه را مجازات نمي كند بقيه عمليات مجرمانه مشمول مقررات قانوني مي باشد كه مجازات براي آن تعيين نموده است زيرا با حفظ اين قوانين است كه مردم اعتماد مي كنند در اجتماع زندگي كنند و در سايه قانون به سر برند ما نبايد اين امنيت را از مردم سلب نماييم و بالعكس بايد هر چه بيشتر سعي كنيم كه استحكام اعتقاد به قانون و قانون مندي بيشتر گردد.
امر به معروف و نهي از منكر نيز درجات دارد بايد ابتداي با بايكوت و ردگرداني و سپس با زبان امر به معروف و نهي از منكر را انجام داد و عقل را به قانون واگذار نمود از ديگر سو روايات متعددي در خصوص فساد مي باشد كه در صدد اسلام اتفاق افتاد و توسط پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (ص) و حضرت علي (ع) مورد حكم يا فتوا قرار گرفته شده است اگر ما معتقد به اين هستيم كه مسلمان مي باشيم از آنها كه نمي توانيم سبقت بگيريم آنطور كه روايت شده مردي در زمان پيامبر گرامي اسلام نزد آن حضرت آمده و اقرار به زنا مي نمايند كه آن حضرت از وي روي مي گرداند و مقصود آن بوده است كه وي را از اقرار منع كند و باز دارند تا آنكه بالاخره وي 4 بار اقرار مي كند و پس از آنكه دلائل ثبوت جرم تمام و كمال اداء مي شود دستور رجم صادر مي فرمايند و تا قبل از ثبوت و حتي با سه بار اقرار نيز حكم صادر نمي شود و موضوع ديگري سعد بن زياد در حال چرخش مي باشد كه حضرت رسول از در مسجد وارد مي شوند و به او مي گويند اي سعد چكار ميكني و او مي گويد كه دوستان فكر مي كردند كه اگر به خانه بروي و زن خود را در حال زنا با مرد بيگانه پيدا ميكني چكار خواهي كرد و من گفتم با همين شمشير آنها را به دو نيم خواهم كرد پيامبر فرمودند در آن صورت حد خدا را چه خواهي كرد منظور آنستكه جرمي را كه هنوز ثابت نكرده اي چگونه به مجازات آن اقدام ميكني آن مرد گفت وقتي خدا شاهد است من ديده ام مگر نيازي به اينكه شهود شهادت بدهند با اينكه مرتكب اقرار كند وجود ندارد و آن حضرت فرمودند براي آنها حدي است كه بايد همانطور كه خداوند فرموده معلوم و ثابت شود و براي تو كه مرتكب فسق مي شود حد قتل جاري مي شود نزد خداوند ممكن است تو پاك باشي ولي از حيث مقررات قضايي كه براي نظم اجتماع است محكوم مي شود زيرا مصلحت اجتماع بر مصلحت فرد ترجيح دارد و حكم قتل در مورد تو اجرا مي شود در قضيه ديگري كه در زمان حضرت علي (ع) اتفاق افتاد زن زانيه اي نزد آن حضرت مي رود و اقرار به زنا مي كند و مي گويد مي خواهد از زنايي كه مرتكب شده تطهير شود و فقط اين امر با اجراي مجازات در مورد او صورت مي گيرد آن حضرت زن را مي فرستند و مي گويند برو و روز ديگر بيا و مقصود آن بوده كه زن دست از اقرار بردارد و در همان حال رو به آسمان مي كند و مي گويند خداوندا او يكبار اقرار كرد و روز بعد و دو روز بعد نيز اين ماجرا تكرار مي شود تا چهار بار اقرار تمام مي شود و آنوقت به زن مي گويند تو بچه اينداري كه خرد سال باشد و به سرپرستي و شوهر تو نيازمند باشد و آن زن مي گويد چرا و حضرت به او مي گويند تو كفيل بچه ات مي باشي تا شيرخوارگي او تمام شود زن مايوس و نااميد از آنكه نتوانسته خود را پاك كند بر مي گردد در همان راه به يك مرد يهودي مي رسد و آن مرد ماوقع را از آن زن سوال مي كند و زن قصه خود را به آن مرد مي گويد و مرد در پاسخ براي رفع مشكل زن مي گويد كه من سرپرستي فرزند ترا عهده دار مي شوم و او را به ادامه مي سپارم كه شير به او بدهد زن با مرد مذكور نزد حضرت برميگردند و زن مي گويد اين مرد قرار شد سرپرستي فرزندم را قبول كند و دايه براي شير خوارگي بچه ام بگيرد و آن مرد كه حضور دارد تاييد مي كند حضرت نگاه ناراحتي خود را بر روي مرد مي پراكند و ميگويد كه زن فردا در اجتماع براي رجم حاضر شود و زن رجم مي شود بعداً نارضايتي حضرت را از كفالت خود جستجو و پرسش مي كند و آن حضرت در پاسخ مي فرمايند اگر آن زن نزد خدا توبه ميكرد به مراتب بهتر از اجراي حد در مورد او بود و اسلام مي خواهد كه به او فرصتي براي توبه بدهد و تو مانع اينكار شدي بنابراين ذهنيت ها امري است كه در خلاء وجود دارد تا با واقعيت بيروني تصديق شود كه در اين صورت تحقق مي يابد و اگر با واقعيات خارجي منطبق نباشد از مرحله ذهني بيرون نمي آيد و خارج نمي شود آدمي از حيث ذهني مي تواند بهترين و پاكترين افراد باشد و تا حدي كه مربوط به زندگي شخصي خودش مي باشد به آنها عمل كند ولي حق ندارد به مرحله اجرا درآورد زيرا قانون همانطوريكه حمايت هايي را از افراد اجتماع به عمل مي آورد به همان اندازه نيز آزاديهاي آن را سلب مي نمايد و بنابراين به فرد اجازه نمي دهد كه ذهنيت خلاف قانون خود را در مورد ديگري به اجراء درآورد ما وقتي به زندگي اجتماعي تن مي دهيم خواه و ناخواه قواعد حاكم بر آن را نيز پذيرا مي شويم و از اين جهت اگر خلاف عهد بكنيم و قوانين را زير پا بگذاريم خود را مستحق مجازات نموده ايم در وجود آدمي بعضي اوقات خواسته هايي فداي خواسته هاي ديگر مي شود كه ممكن است غلط يا درست باشد وقتي آدم در دو راهي تصميم گيري قرار گرفته است مبني بر اينكه به عملي اقدام نمايد يا از عملي خودداري كند يا اينكه اينكار يا آن كار را بكند هر يك از آنها را كه انتخاب كند و انجام دهد ديگري را در پاي آن قرباني كرده است كه ممكن است منطق و عقلاً درست باشد يا غلط باشد ولي به هر حال انجام اين امر از حقوق مشخص مي باشد وقتي مربوط به امور نفي باشد و از همين جهت وقتي در اجتماعي زندگي مي كند خواسته ها، تمايلات و مطالبات خود را قرباني كرده است مگر آنچه را كه قانون مجاز مي داند يا نهي كرده است بنابراين او نمي تواند امري را كه قرباني كرده احيا كند زيرا حضور او در اجتماع اجازه اين امر را به او نمي دهد و اگر چنين راه عقب گرد و قهقران را طي نمايد به قانون نيز اجازه مي دهد كه به مجازات او اقدام و عمل كند.
تفاوتهاي قدرت مادي و معنوي
قدرت مادي بانگيزه توسعه دايره قدرت از صفات و آز و تكاثر طلبي و زياده طلبي بعنوان وسيله استفاده مينمايد تا قوي تر شود البته اين وضعيت نگاه ماده را مانع ميسازد ولي از ديدگاه ديگر مي توان گفت كه آدمي اسير و بازيچه صفات مذكور گرديده است و آدمي انسانيت خود را در چنگال آنها اسير نموده است وسايلي كه مي بايست در اختيار و سيتره انسانيت آدمي باشند امروز او را مقهور كرد و به بند كشيده اند اينها وسيله بوده اند اما امروز به حكوميت رسيده اند و چنگال خود را تا عرفق در جان انسان فرو كرده اند و از او يك وسيله ساخته اند و او را بنده خود كرده اند و هر چه بيشتر در اين راه پيش رود بيشتر در غرقاب فرو خواهد رفت و مغروق اين اميال مهار گسيخته خواهد شد و در زير سم آنها لگدمال و پايكوب خواهد گرديد.

