بررسی تاریخچه و زمینه های شکل گیری و عوامل موثر در مشروطیت

بررسی تاریخچه و زمینه های شکل گیری و عوامل موثر در مشروطیت

تعداد صفحات: 39

حجم فایل: 27.6 KB

فرمت فایل: word

دسته بندی:

قیمت: 199,900 ریال

تعداد نمایش: 28 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 20 آوریل 2023

به روز رسانی در: 20 آوریل 2023

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

199,900 ریال – خرید

عنوان:

مقدمه

فصل اول                                    عوامل تغيير

فصل دوم                                    شرايط تغيير

فصل سوم                                   كارگزاران

نوشته ي حاضر از سه بخش تشكيل شده است.

                بخش اول كه در آن از اصلاحات قبل از انقلاب مشروطه سخن رفته است.

                بخش دوم كه در آن از زمينه هاي شكل گيري مشروطه سخن به ميان آمده است.

                بخش سوم كه درباره ي چگونگي به ثمر رسيدن مشروطه و حوادث مربوط به آن به توضيح پرداختيم.

 

مقدمه:

ايران و ايرانيان همواره از استبداد در رنج و عذاب بوده و هستند. روزگاري از سرناداني به آن گردن نهادند و روزگاري از سراجبار.

در روزگار ناداني، شاهان را برخوردار از فرهّ‏ ايزدي و سايه ي خدا در روي زمين و ايران زمين را ملك مطلق پادشاه مي دانستند و براي آنان درجه اي والا از الوهيت و تقدس را قائل بودند و به هر آنچه كه شاهان برآنها روامي داشتند بدون كوچكترين اعتراضي گردن مي نهادند و در زوزگار اجبار نيز چنان رخوت، بي تفاوتي و ترس آنان را فراگرفت وفراگرفته كه كمتر جرأت و جسارت دم زدن در مورد آن را در خود ديدند و مي بينند.

در پيش از اسلام، پادشاهان با قدسي خواندن خويش در صدر توجيه اعمال استبدادي شان بر مي آمدند و خود را نماينده ي اهورا مزدا و داراي فره ايزدي مي دانستند. حتي با ورود اسلامن نيز اين رويه (حكومت استبدادي و توجيه آن) همچنان ادامه پيدا كرد و جالب آنكه پس از اسلام روحانيون و متوليان ديني نقشي را كه موبدان در پيش از اسلام در توجيه استبداد داشتند را به عهده گرفتند و اينكه در بعضي كتب و متون گفته مي شود كه با وروداسلام در ايدئولوژي قدسي دانستن شاه خلل ايجاد شد، خيالي باطل است بلكه فقط تا حدودي در صورت عناوين و القاب تغئيراتي صورت گرفت و مثلاً واژه هايي چون پادشاه و فرهّ ايزدي جاي خود را به خليفه و سلطاني وظل الله دادند و در اين مورد آقاي مطهري به خطا رفته اند كه در كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران اينگونه مي آورند: «اسلام اين فكر را كه پادشاهان آسماني نژادند، براي هميشه ريشه كن ساخت» .

اينكه چه زماني آن ناداني جاي خود را به آگاهي داد، بايد بگوئيم كه در زمان مشروطه اين مهم رخ داد و حال چه شد كه اين تفكر براي اولين بار در آن مقطع دچار تزلزل شد. موضوع اصلي اين مقال است كه به آن خواهيم پرداخت ولي اينكه چرا پس از دو انقلاب بزرگ مشروطه و انقلاب 57 كه هر دو در مخالف با استبداد و خود كامگي شكل گرفت ما هنوز هم هواي مسموم استبدادي را استشمام مي كنيم و گويي كه ريشه هاي اني هيولايي كه اتمامي تاريخ ما را در بر گرفته خشك نمي شود، موضوعي است بس قابل تأمل كه به نظر مي رسد در اين زمينه از سوي انديشه ورزان ايراني چندان كه بايد كار نشده است.آخر سخن آنكه گر چه بسياري از آرمانهاي مشروطه به بازنشست و در زمان حاضر نيز با وجود گذشت يك قرن به بار ننشسته است وليكن پيروزي مشروطه در آن بود كه توانست هاله ي تقدسي كه به دور پادشاهان كشيده شده بود را از بين ببرد و پادشاه را نه شخصيتي فرازميني و آسماني كه شخصيتي زميني و قابل نقد معرفي كند و نداي آزادي خواهي و قانوني مدارك را براي اولين بار در اذهان مردم ساري و جاري سازد.

پاسخ دهید