بررسی جایگاه حق و عدل در دادرسی اسلامی

بررسی جایگاه حق و عدل در دادرسی اسلامی

تعداد صفحات: 60

حجم فایل: 106 KB (

فرمت فایل: doc

دسته بندی:

قیمت: 35,000 ریال

تعداد نمایش: 97 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 20 آوریل 2023

به روز رسانی در: 20 آوریل 2023

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

35,000 ریال – خرید

عدالت چیست؟ عدالت، یکی از کلمات بسیار زیبا و فریبنده است که همه مسلکها و ادیان و احزاب با هر طرز تفکر و هر فلسفه‏ای آن را پذیرفته‏اندو همه مکتبهای اجتماعی و سیای بخصوص در قرن حاضر، عدالت را شعار و سرلوحه مرام خود قرار داده‏اند.همه زمامداران، حقوقدانان، قانونگزاران، سیاستمداران از آن دم می‏زنند و به‏طور سربسته و به مفهوم کلّی عدالت، بر آن اتفاق نظر دارند. گوانیکه هرکسی از آن، معنی خاص خود را می‏طلبد و مصداق عدالت، نزد همه یکسان نیست. بلکه بسیاری از ستمها و تجاوزها در جهان، به اسم عدالت بر مظلومان تحمیل شده و می‏شود.

به همین جهت، همه از عدالت دم می‏زنند و آن را طالبند، ولی اگر عدالت به معنی واقعی و مصداق حقیقی آن مطرح شود بدیهی است که همه از آن خوششان نیاید.عدالت اگر به نفع کسی باشد حتما خوش آیند و اگر به ضررش باشد حتما ناخوش‏آیند است؛و حتی کسانی بی‏عدالتی را عدالت می‏نامند تا از این نام زیبا سوء استفاده کنند؛به همین جهت عدالت، با همه حسن و زیبایی و مفهوم کلی مورد اتفاق آن، نیاز به تفسیر دارد.

علاوه بر این، عدالت، از لحاظ مفهوم حقوقی و لغوی ابهام دارد و با مفاهیم دیگری از قبیل مساوات، حقّ و قسط که غالبا در ردیف هم بکار می‏روند اشتباه می‏شود، و هرچند این مفاهیم به هم نزدیک هستند، و در قرآن و روایات از جمله در نهج البلاغه و در عرف مردم به جای هم بکار رفته‏اند امّا مسلّما عین هم نیستند و باهم تفاوت دارند و اینک توضیح

عدالت و مساوات

مسلما در شرایط مساوی، عدالت دقیقا همان رعایت مساوات استاگر تنی چند از کارگران، با تخّصص و سابقه و توان کار مساوی در یک زمان مساوی به کار مشغول شوند عدالت، حکم می‏کند که از دستمزد مساوی برخودار شوند، و تفاوت و اختلاف دستمزد آنان خلاف عدالت است.

امّا با وجود تفاوت و اختلاف آنان در این خصوصیات، مثل این‏که کسی تخصّص و یا قدرت کار و یا سابقه بیشتر داشته باشد مسلّما در این صورت، تساوی در حقوق میان آنها خلاف عدالت و تفاوت دستمزد، عین عدالت است.پس این‏جا نقطه افتراق عدالت از مساوات است و صورت اول، نقطه وحدت و تلاقی این دو مفهوم است.

بنابراین، ما نمی‏توانیم عدالت را به مساوات، تعریف کنیم بلکه صحیح آنست که بگوییمعدالت، رعایت حق است خواه آن حق میان افراد مساوی باشد یا متفاوت، و به تعبیر دیگر، عدالت، رعایت تساوی و برابری با حقّ و التزام دائم به حق است نه مطلق تساوی.

بنابراین عدالت، با حق رابطه دارد در عین حال رابطه عدالت با مساوات به گونه‏ای که گفته شد بجای خود محفوظ است.

عدالت و حق

آیا عدالت عین حق است و این دو لفظ دارای یک مفهوم و از قبیل الفاظ مترادف هستند؟ شکی نیست که این دو لفظ خیلی به هم نزدیک هستند و در بسیاری از اوقات در ردیف و یا بجای هم به کار می‏روند مانند سخنان علی علیه السلام

و لیکن أحبّ الأمور إلیک أوسطها فی الحقّ و أعمّها فی العدل 1 .

فإذا أدّت الرّعیّة إلی الوالی حقّه و أدّی الوالی حقّها عزّ الحقّ بینهم… و اعتدلت معالم العدل 2 .

فإنّه من استثقل الحقّ أن یقال له أو العدل أن یعرض علیه کان العمل بهما أثقل علیه فلا تکّفوا عن مقاله بحقّ أو مشورة بعدل 3 .

و فد سبق استثناءنا علیهما فی الحکم بالعدل و العمل بالحقّ سوء رأیهما و جور حکمهما 4 .

فکان أوّل عدله نفی الهوی عن نفسه یصف الحقّ و یعمل به 5 .

و قام بالقسط فی خلقه و عدل علیهم فی حکمه 6 .

به نظر می‏رسد علی علیه السلام در این سخنان، حق را مرادف عدل و یا لا اقل ملازم آن بکار برده است.در ملازمت حق و عدل تردیدی نیست، اما مرادف بودن آن دو جای تردید است و توضیح مطلب موقوف است بر روشن شدن معنی حق

حق، در اصل لغت مصدر و به معنی ثبوت است ولی معمولا به‏طور وصفی به معنی امر ثابت بکار می‏رود و به حسب موارد، مصادیق و معانی گوناگون پیدا می‏کند مانند حق ضدّ باطل، موجود، ثابت، حظّ و نصیب، مال و ملک و نحو آن در کتب لغت ذکر شده است 1 .

و این اختلاف مصادیق، ناشی از آن است که ثبوت، گاهی خارجی و واقعی است و گاهی اعتباریدر اول، حق به معنی امر واقع و ثابت در خارج است در برابر منفی و معدوم و تقریبا مرادف با صدق و کذب و به همین مناسبت خداوند حقّ است، روز جزا حقّ است، بهشت و دوزخ و امثال آن حقّ است یعنی واقعیت دارند و دروغ نیستند، و یا عقیده به این امور حقّ است یعنی در اسلام ثابت است.

امّا حقّ اعتباری عبارت است از کلیه حقوقی که مردم به حسب عرف و یا شرع و قانون، برای یکدیگر قائل هستند که خود، مجرای کلیه معاملات و روابط اجتماعی و نیز موضوع علم حقوق می‏باشد و نام این علم، از همین معنی گرفته شده است.

در اینجا نیز حق به معنی امر ثابت است اما نه در خارج، بلکه در اعتبار، مسلّما حق به این معنی با عدالت ارتباط دارد، و عدالت است از رعایت حقوق ثابت و قابل اعتبار.

در نصوص دینی گاهی حق در برابر باطل بکار می‏رود و گاهی در برابر ظلم و جور، اول مانند

ذلک بأنّ اللّه هو الحقّ و أنّ ما یدعونه هو الباطل و أنّ اللّه هو العلیّ الکبیر 2 .

و قل جاء الحقّ و زهق الباطل إنّ الباطل کان زهوقا 3 .

قل جاء الحقّ و ما یبدء الباطل و ما یعید 4 .

و یمح اللّه الباطل و یحقّ الحقّ بکلماته إنّه علیم بذات الصّدور 5 .

لیحقّ الحقّ و یبطل الباطل و لو کره المجرمون 6 .

و لا تلبسوا الحقّ بالباطل 7 .

لا یسقطون حقّا و لا یثبتون باطلا 1 .

قد أعدّوا(یعنی المناقین)لکلّ حقّ باطلا 2 .

إنّ الحقّ ثقیل مری‏ء و إنّ الباطل خفیف و بی‏ء 3 .

حق، در برابر جور، غالبا در حقوق مردم و ملازم با عدل است اما حق در برابر باطل، بیشتر در مورد اعتقادات و ادیان و واقعیات جهان، و کار خداوند و دستگاه آفرینش وسخنان حکمت‏آمیز به کار می‏رود.هرچند به همان معنی حق هم آمده است همان طور که باطل به معنی ناحق مانند اکل مال بالباطل آمده است.

ظاهرا به همین جهت دستگاه خلقت در آیات قرآن حق شمرده شده است مانند

و هو الّذی خلق السّموات الأرض بالحقّ 4 و آیات فراوان دیگر 5 .

مقصود آن است که خلقت، دارای هدف معقول و از روی حکمت است و عبث و بی‏فایده نیست و دلیل قطعی این معنی آیات زیر است

و ما خلقنا السّماء و الأرض و ما بینهما لاعبین لو أردنا أن نتّخذ لهوا لا تّخذناه من لدنّا 6 .

و ما خلقنا السّموات و الأرض و ما بینهما لاعبین ما خلقناهما إلاّ بالحق و لکنّ اکثرهم لا یعلمون 7 .

و یتفکرون فی خلق السّموات و الأرض ربّنا ما خلقت هذا باطلا 8 .

و ما خلقنا السّماء و الأرض و ما بینهما باطلا… 9 .

بنابراین حق، در این قبیل آیات به معنی امر دارای هدف و حکمت، و باطل به معنی امر بی‏هدف و بازیچه است اما حق و باطل در مورد قرآن و دین ه در قرآن بسیار زیاد است هم می‏تواند به همین معنی باشد یعنی دارای حکمت و به مصلحت بشر است، و هم به معنی اینکه صدق است و از طرف خدا است و دروغ و افتری نمی‏باشد.مفسّران، نیز این قبیل آیات را به هر دو معنی تفسیر کرده‏اند.

باری؛از میان معانی حق آنچه با عدل رابطه دارد همان است که در برابر باطل بمعنی ناحق و جور و ظلم است یعنی آنچه شایسته و درخور اعتبار و وقوع و واجب و لازم است و عدالت، یعنی رعایت همین شایستگی و بایستگی و از همین جا باید گفت عدل و حق باهم لازم و ملزوم هستند.

علمای حقوق و نیز فقها در تعریف حق و فرق آن با مال و ملک و حکم سخنانی گفته‏اند از قبیل

خلاصه سخن آیة اللّه سید محمد کاظم طباطبائی چنین استفرق میان حقّ و حکم مفهوما واضح استحق، نوعی از سلطه بر چیزی است که به عینی از اعیان تعلق می‏گیرد.امّا حکم، مجّرد جعل رخصت در فعل یا ترک عملی است، ولی به حسب مصداق تفاوت میان آن دو در نهایت اشکال است و لهذا باهم اشتباه می‏شوند.یکی از مشخّصات حق آن است که قابل اسقاط است زیرا زیر سلطه شخص است اما حکم، جعل شرعی است و قابل اسقاط نمی‏باشد 1 .در جای دیگر می‏گویدحق نوعی از ملک، بلکه به حسب لغت عین ملک است و این‏که آن دو را در قبال هم قرار می‏دهند، اصطلاح عام یا خاصّی بیش نیست 2 .برخی از علمای حقوق به لحاظ همین دشواریها اصولا حقوق را قابل تعریف نمی‏دانند 3 .

عدالت و قسط

در این‏جا لازم است نقطه تاریک دیگری روشن شود و آن فرق میان عدل و قسط است زیرا این دو لفظ مانند عدل و حقّ در نصوص دینی به جای هم و یا همراه یکدیگر زیاد به کار می‏روند مانند

فإن فائت فأصلحوا بینهما بالعدل و أقسطوا إنّ اللّه یحبّ المقسطین 4 .

یا أیّها الّذین آمنوا کونوا قوّامین للّه شهداء بالقسط و لا یجر منّکم شنئان قوم علی أن لا تعدلوا إعدلوا هو أقرب للتّقوی 5 .

 

پاسخ دهید