بررسی نقش و اهمیت روانشناسي در ادبيات معاصر

بررسی نقش و اهمیت روانشناسي در ادبيات معاصر

تعداد صفحات: 33

حجم فایل: 20.8 KB

فرمت فایل: word

دسته بندی:

قیمت: 199,900 ریال

تعداد نمایش: 26 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 20 آوریل 2023

به روز رسانی در: 20 آوریل 2023

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

199,900 ریال – خرید

فهرست

عنوان        صحفه

1      چكيده مقاله

2      مقدمه

3      تعريف روانشناسي و تاريخچة آن

4      روانشناسي و ادبيات

5      مفهوم هنر

6      رابطة ادبيات و روانشناسي

7      روانشناسي هنر و ادبيات عرفاني است

8      مثال روانشناسي در ادبيات و اشعار سهراب سپري ( شاعر معاصر)

9      نتيجه گيري

10      منابع

 

 

 

چكيده مقاله:

اين مقاله در مورد نقش روانشناس در ادبيات است كه كل مفهوم آن اين است كه امروز با رشد وتكاپوي جامعة ادبيات هم رشد داشته است و به غير از مفاهيم اخلاقي و زيباشناسي يك فهم جديد به نام روانشناسي در آن وارد شده است.

 و رابطه روانشناسي و ادبيات در عصر امروز يك امر حياتي است چون خوانندگان فهم آنها بالاتر رفته و نگرش جديدي بر نوشته ها دارند.

خلاصه مقاله اين است كه رابطه ادبيات با روانشناسي را مي توان از نوشته و افكار نويسنده در كرد كه چه رابطه اي را ايجاد كرده است و يك آثار خلق كرده كه مخاطبان فراواني دارد.

اين تحقيق روش آن ميداني يا كتابخانه اي است كه از چند كتاب گرفته شده است و از مقالات اينترنتي هم استفاده شده است و مترمكز به افكار كتاب و مقالات مي باشد. چكيده اين تحقيق در واقع مي خواهد بگويد كه ادبيات امروز خارج از روانشناسي  نميباشد چون هر نوشته اي كه خلق مي شود بايد داراي روح و تازگي باشد كه آن روح را روانشناسي مي گوييم تا شخص بتواند با افكار سالم آن اثر را بخواهد و از آن لذت برد.

 

مقدمه :

عنوان نقش روانشناس در ادبيات معاصر

در اين تحقيق رابطه بين روانشناس و ادبيات بحث شده است البته اين تحقيق همة آن تحت تأثير كتاب و منابع نيست بلكه خود نويسنده افكار خود را بيان كرده است اگر چه افكار نويسنده كوتاه مي باشد ولي خدشه اي به خود تحقيق وارد نكرده است. و تحقيق داراي چند بخش است كه بخش اول آن در مورد تعريف روانشناسي و تاريخچة آن و تعريف ادبيات مي باشد بخش دوم در مورد روانشناسي هنري و عرفاني و بخش ديگر آن داراي روانشناسي و رابطة آن با ادبيات مي باشد و در آخر در مورد يك آثار ادبي معاصر سهراب از نظر روانشناسي صحبت شده است.

هدف از اين تحقيق در مورد روانشناسي در ادبيات اين است كه بدانيم امروزه اين عامل اصلي كي اثري در خواند مربوط به دانستن روانشناسي است، كه اثر ان را در جامعه پايدار به ماند. به طور كلي امروز هر كس ناخودآگاه متن را مي خواند براي فهميدن درون خود مي كوشد او با باز توليد متن در آن دخالت مي كند ولي بداين مداخلات با ترديدي مي نگرد و كنش خواندن را مورد تحليل قرار مي دهد نه نويسنده يا خواننده كشاكش ميان خوانن و ظرفيت هاي نهفته‌ي متن را آشكار مي كند تا خوانندة حرفه اي به عنوان پرسشگر در برابر متن باقي بماد و اين امر در ساختار روانكاري صورت مي گيرد.

 

تعريف و تاريخچه روانشناسي و تاريخچة آن:

برخي روانشناسان، روانشناسي را به اين صورت تعريف مي كنند : مطالعة علمي رفتار و فرايندهاي ذهني اما همة روان شناسان اين تعريف را قبول ندارند و روان شناسي را تنها علم مطالعة رفتارهاي قابل مشاهده مي دانند.

برخي روانشناسان، از جمله رفتار گرايان، معتقدند كه فرايند هاي ذهني قابل مطالعه نيست. روانشناسي با اين كه تاريخي بسيار طولاني دارد و مي توان گفت كه با خلقت خود انسان بد وجود آمده است، علم تازه اي به حساب مي آيد. برخي روانشناسان، تاريخ شروع آن را به سال 1860 نسبت مي دهند: سالي كه گوستا و تئودور فيخنر آلماي كتاب اصول سايكو فيزيك را منتشر كرد. اما بيشتر روانشناسان، توليد روانشناسي را به عنوان يك عالم، به سال 1879 نسبت مي دهند؛ يعني سالي كه ويلهلم وونت، اولين آزمايشگاه روانشناسي را در شهر دينپزيك آلماني بنا نهاد.

روانشناسي در ايران

روان شناسي ايران، از قرنها پيش با عنوان عالم النفس يا اخلاق، مورد توجه دانشمندان بوده است. اما رونشناسي جديد در ايران، با تلاشهاي دكتر علي اكبر ساسي، دكتر محمد باقر هوشيار، دكتر محمد صناعي و عده اي ديگر از روان شناسان شروع شده است. دكتر علي اكبر ساسي و دكتر محمد باقر هوشيار. هر يك اولينكتاب علمي خود را در سال 1317 شمسي با عناوين علم ونفس يا روان شناسي علمي انتشار دادند. با اين همه، شكوفاي واقعي روان شناسي علمي در ايران، پس ازسالهاي 1340 صورت گرفت، زيرا در اين سالها بود كه روان شناسي به عنوان يك رشتة مستقل داير شد و ترجمة كتاب اصول روانشناسي به وسيلة دكتر محمود صناي رونق خاصي به آن بخشيد.

«روانشناسي و ادبيات»

در شيوه روانشناسي در ادبيات سعي مي كند جريان باطني و احوال دروني شاعر و نويسنده را ادراك و بيان نمايد وقدرت و استعداد هنري و ذوق و قريحة او را بسنجد و نيروي عواطف و تخيلات وي را تعيين نمايد و از اين را تأثيري را كه محيط و جامعه و سنتها و مواريث در تكوين اين جريانها دارند مطالعه كند. از اين رو منتقدان يا ادبيان توجه به روانشناسي را در فهم آثار ادبي بسيار مهم مي شمارند و آن را مفتاح ساير شقوق و اقسام نقد مي انگارند و در واقع شعر و ادب را عبارت مي داند از روان شناسي شاعر يا نويسنده

از مطالعة آثار ادبي مي توان دريافت كه عواطف و احساسات هنرمند چيست و متحرك او در انديشه ها و الهامات خويش كدام است و همچنين صفات و احوال نفساني غالب بر عصر و معاصرانش را نيز مي تون شناخت. در هر ال اثر هر شاعر يا نويسنده معروف خصال و سجايا و به عبارت ديگر روان شناسي او به شمار مي آيد.

بررسي در احوال روحي و نفساني اشخاص خاصه در درام يا قصر چيزي است كه نويسندگان و شاعران از قديم ترين ايام بدان پرداختند و آن را در نظر داشته اند و چه باس جست و جو زواياي روح انسان از كهن ترين ايام در شعر دراماتيك وجود داشته در اروپا كساني مانند «شكسپير» « داستايوسكي» و در ايران چون «سعدي» و معاصران چون « سهراب« «نيما» و حتي «شهريار» بدان پرداخته اند. با اين همه يك جريان فركي و فلسفي جديد باعث شد كه ادبيات از ديدگاه علم روان شناسي مورد توجه قرار گيرد و آن تأثير نظريه ها و انديشه هاي كساني مانند « فريودي» «ديونگ» « آدلي» بود.

در روانشناسي وظيفة ادبيات عبارت است از اين كه درخواننده تعادلي رواني و يا در واقع عادت متعادل رواني به وجود آورد، به دين معني كه معتقد است يك اثر هنري واكنش خاص  و موزدني در بيننده يا خواننده ايجاد  مي كند زيرا زيبايي خود چيزي است كه موجب تعادل تركيبي مي شود. به هر حال او مي كوشد كه شناخت ارزش ادبي آثار را بر مبناي روانشناسي استوار كند امروزه در ادبيات و روانشناسي 3 شاخه به وجود مي آيد كه به طور كلي اين سه شاخه عبارت است از

1      روانشناسي نويسنده : كه خود نويسنده افكار خود را به طوري كه از جامعه پيرامون خود است يا از افكار خود است به طوري جديد در نوشته يا شعر خود مي آورد و باعث جذب خواننده مي شود.

2      روانشناسي جامعه : امروز نويسنده براي نوشتن خود از جامعه كمك مي گيرد در حالي كه جامعه اگر رواني پاك داشته باشد تأثير زيايد بر پيشرفت جامعه و خلق يك اثر هنري دارد.

3      روانشناي خواننده : امروز هر كسي كه بخواهد چيزي بنويسد ديگر به مخاطب خود نگاه ميكند يعني مخاطب او از نظر رواني داراي چه شخصيت سني و مخاطب كليت اثري را خلق مي كند

پس اين سه عامل بر ادبيات تذثير مي گذارد.

مفهوم هنر

هنر درمفهوم كلي خود يعني آن چيزي كه انسان خلق كند محسوب مي شود ولي تفاوتي كه هنر ادبيات با هنرهاي ديگر دارد آن است كه هنر در ادبيات قلم است يعني نوشتن مطلب كه اگر خلق اثري كند ان را هنر مي گوييم.

ادبيات از همان آغاز زندگي بشر بوده است به طوري كه ادبيات آن زمانها تصويري و حال نوشتني است به طوري فكر ميكني كه تمام دنيا در يك محل جمع شده و بعد پراكنده شده اند مثل شاهنامه فردوسي در ايران و اوديسه در يونان يا جنگ و صلح تلستوي و غيره بيانگر اين صحبت است

حال فرض كنيد هنر را با يك چيز ديگر جمع كنيم آن هم روانشناسي به راستي چه مي شود؟

پاسخ دهید