نقاشي سيليكات و اسگرافيتوي و بررسی نقاشي و تکنیک های فرسك روی دیوار و مواد مورد نیاز نقاشی فرسک – بسیار جامع

نقاشي سيليكات و اسگرافيتوي و بررسی نقاشي و تکنیک های فرسك روی دیوار و مواد مورد نیاز نقاشی فرسک – بسیار جامع

تعداد صفحات: 85

حجم فایل: 47.0 KB

فرمت فایل: word

دسته بندی:

قیمت: 269,900 ریال

تعداد نمایش: 29 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 20 آوریل 2023

به روز رسانی در: 20 آوریل 2023

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

269,900 ریال – خرید

فصل 1-                             تكنيكهاي فرسك

مقدمه

نه تنها اشخاص غيروارد وعامي،حتي مورخين نيز تمايل دارند كه تمام نقاشيهاي ديواري را فرسك بنامند متاسفانه اين تصور غلط بسيار معمول است. بطور قطع بايد گفت اين تكنيك تنها به مورد خاص محدود مي شود. يعني آنهايي كه بر روي آهك خيس و تازه بكار مي روند.

ايتاليائيها اين تكنيك را «دي پن گه ره آفرسكو» مي نامند كه معناي آن نقاشي روي آهك تازه» است. بدين ترتيب اين شيوه نقاشي نه روي آهك خشك شده بلكه روي آهك تازه عمل آورده شده انجام مي پذيرد.

بدين ترتيب مقدار زماني ك نقاشي ميتواند روي يك كار صرف كند محدود ميشود.

يكي از موانعي كه باعث شده نقاشي ديواري فرسك كاربرد وسيع و گسترده اي را از دست بدهد همين امر است. بعلاوه تصميم در مورد تزئينات ديوارهاي داخلي وخارجي ساختمانها بسيار دير گرفته مي شود. يعني زماني كه ديوارها پوشانده شده و براي فرسك بسيار خشك مي باشند. از طرف ديگر مهندسين معمار در مورد دوباره ملاط زدن ديوار بسيار اكراه دارند و اين دليل خوبي است براي عدم ارتباط لازم بين نقاشي ديواري و ساختمان.

تحقيقات انجام شده تاكنون نشده نداده كه منشا اين تكنيك از كجاست اما به احتمال زيادقدمت آن به دوران بسيار قديم باز مي گردد. ايتاليا با ارزش ترين وبهترين نمونه هاي فرسك را در خود جاي داده است. نقاشيهاي ديواري كه از شهرهاي كهن «رم»     «پمپي» و «هركولانيوم» بدست آمده، حاكي از پيشرفت چشمگير نقاشي فرسك در آنجا است كه هنوز هم پس از گذشت دو هزار سال از عمرشان هر بيننده اي را تحت تاثير زيبايي خود قرار دهند.

امروزه در ايتاليا ،تنها نقاشان متعلق به نسل گذشته با اين شكل از هنر آشنايي دارند. اين باور در كشورهاي شمالي اروپا وجود داشته كه تكنيك «فرسك» مستلزم اسرار تكنيكي بسيار فراوان است، بطوريكه فرسك مدرن امروزي حتي با قابليت هاي كافي قدرت بوجود آوردن آن كيفيت قديم را ندارد. البته اين مطلب درست نيست. حقيقت اين است كه تكنيكهاي نقاشي ديواري در آكادميهاي ما آموخته نميشود واين روزها نقاشان بندرت سفارش اين نوع كارها را مي گيرند و بنابراين موفقيت بسيار كمي براي تمرين و كسب تجربيات جديد در اين زمينه بدست مي آورند.

تنها در چند دهه اخير، تلاشهايي جهت بوجود آوردن پايه هايي در مورد نقاشي فرسك وپژوهشهايي در زمينه تكنيكهاي مربوط به آن انجام شده و به تازگي معرفي دوباره اين موضوع در دوران تحصيل گنجانده شده است. با توجه به اين موضوع هنوز هم معماران با ترديد به اين امر مي نگرند و سفارشات كم ونادري براي اين نوع كار داده مي شود. متاسفانه اين عقيده كه نقاشي فرسك روشي پرزحمت است و قابليت مقاومت در برابر آب و هواي اروپاي مركزي و شمالي را ندارد، هنوز هم وجوددارد. اما نمونه هايي از اين تكنيك بسيار خوب در كليساها قصرها وخانه هاي روستايي در شرايط آب وهواي شمال اروپا كشف شده كه اين ادعا را رد مي كند.

 

فصل 2-                            مواد وروشهاي نقاشي فرسك

از نقطه نظر تكنيكي، نقاشي، به معناي مخلوطي نمودن ذرات ريز رنگ وچسباندن آنها به يك سطح بعنوان تكيه گاه مي باشد. اين موضوع بطور مشروح در ابتداي بحث توضيح داده شده است. در تمام سيستمهاي نقاشي رنگ با مواد واسطه اي مختلف مخلوط گشته و در روي سطح بكار مي رود.اما فرسك از اين موضوع مستثني است. در اين جا مواد رنگ با آب بصورت خمير در آمده سپس رقيق ميگردند تا براي استفاده بر روي سطح لايه بكار روند.

اين لايه كه همان سطح كار است ذرات رنگي را بهم مي چسباند و طي عمل كربوناسيون آهك آن را در خود حل مي كند و آنچنان سخت مي گردد كه بدون ويران ساختن سطح نگهدارنده نمي تون آن را از بين برد.

نمودار شماره :(1)

اساس نقاشي فرسك بدين ترتيب است.

(G) سطح: كه از لايه آهك تشكيل شده اين سطح ماده فشرده شده واسطه را و همچنين اجزا رنگي را در خود بعنوان نگهدارنده حفظ مي كند.

(B) آهك: نوعي آهك به نام آهنگ كشته است و مواد رنگي (P) را به پايه و سطح كار مي چسباند.

(L) سنگ آهك حرارت داده ميشود و به آهك زنده يا اصطلاحا آب نديده (Q) تبديل مي شود. © در اين هنگام دي اكسيد كربن آن بيرون آمده دفع مي گردد. زماني كه آب (W) اضافه شد آهك زنده تجزيه گشته حالت هيداركسيد كربن پودر مانندي را به خود مي گيرد. اضافه كردن بيش از حد آب ، آهك چاله اي (P)  را بوجود مي آورد. هنگامي كه اين اندود خشك مي شود آب آن مي پرد و دي اكسيد كربن جذب مي گردد.

سنگ گچ، سنگ آهك و سنگ مرمر همگي از كريستالهاي «كربنات كلسيم» تشكيل شده اند. اين مواد به واسطه حرارت دي اكسيد كربن شان گرفته مي شود و در اين حال بصورت توده در مي آيند. نتيجه اين عمل اكسيد كربن (آهك سوزآور) يا آهك زنده و آب نديده مي شود. خرده هاي سنگ در طي فرآيند سوختن، حالت وشكل اصلي خود را حفظ مي كنند و تنها مقداري روشن تر شده و به سفيدي مي گرايند. در اين حالت آنها را بايد حتي المقدور به سرعت به محل بنا و ساختمان يا به موقعيت نگهداري و يا به كارخانه هاي ملاط وساروج سازي حمل كرد. در آنجا آهك زنده را بايد با آب عمل آورده يا اصطلاحا بكشند. اين جريان طي زماني كه سنگها حجمشان زياد شده و كم كم خرد مي شوند حرارت بيشتري توليد مي كنند.

هنگامي كه آب با آهك مخلوط مي شود مقداري از آن بخار شده از بين مي رود. آهك كشته بدست آمده يا هيدراكسيدكلسيم پودر حجيم سفيد رنگي است كه ميتوان آنرا دركيسه بسته بندي نمود و به راحتي به محل مورد استفاده حمل كرد. در هنگام عمل آوردن آهك اگر بيش از مقدار لازم براي تشكيل هيدراكسيد كلسيم آب به آن اضافه شود خميري بدست مي آيد كه بايد تا حد امكان در حفره هاي خاصي نگهداري شود كه به همين دليل آنرا آهك چاله اي مي نامند.

هيدراكسيد كلسيم پس از تركيب با شن وماسه بعنوان ملاط يا اندوه به كاربرده مي شود. پودر هيدرواكسيد كلسيم در حالت خشك براي نقاشي فرسك مناسب نيست و تنها آهك چاله اي براي اين منظور مناسب مي باشد. تغيير شيميايي در آهك هنگام آماده شدن براي استفاده روي ديوار و حتي پس از روي كار رفتن هم ادامه مي يابد. در جريان اين فرايند تمام آب اضافي مي پرد و اين در حالي است كه دي اكسيد كربن از هوا جذب مي شود. در مرحله آخر آهك به كربنات كلسيم تغيير پيدا كرده و دراين حالت مراحل دگرگوني كامل مي شود. از نظر تئوري بايد گفت كه در اين حال كربنات كلسيم بايد تمامي اجزا و درون مايه اش را بدست آورده باشد لكن در عمل هرگز سختي اوليه خود را سب نخواهد نمود. اما گيرندگي لازم را با قدرت كافي بوجود مي آورد كه بتواند دانه هاي شن را محكم و بطور كامل به يكديگر و به چيزي كه مي توان آنرا آهك ماسه سنگ ناميد بچسباند وپيوند دهد. قطعات ملاط فرسك هاي قديمي درجه سختي ملاط آهك را نشان مي دهند. جريان كربنه شدن و در نتيجه سفت شدن ملاط مادامي كه آب در حال تبخير است ادامه پيدا مي كند وتنها در اين فاصله است كه بايستي ذرات رنگها را بكار برد. در عمل اين مدت زمان حتي كوتاه تر نيز مي باشد. يعني به محض اينكه ملاط به حد معيني از خشكي برسد لايه آهكي بسيار نازكي روي سطح تشكيل مي شود كه با اضافاتي كه دي اكسيد كربن هوا به آن مي افزايد از پذيرش هر گونه ذرات رنگي بيشتر خودداري مي كند. نقاشان با تجربه فرسك از سختي كه در كشش قلم پيدا مي شود اين حالت را تشخيص مي دهند.

در اين مرحله هنرمند بايد كار خود را متوقف نموده دور طرحها را خراش داده وببرد و سپس ملاط رنگ نخورده را بردارد واين همان محلي است كه در فرصت بعد كه او بتواند كارش را ادامه دهد دوباره با ملاط تازه پوشانده مي شود. پس يك نقاشي بزرگ فرسك از بخشهاي زيادي كه هر كدام در  يك روز كار شده تشكيل يافته و وسعت هر كد ام از اينها به مقداري است كه نقاش ميتواند طي مدت يك روز كار كند. البته مدت زماني كه او براي كار در اختيار دارد.

 

پاسخ دهید