پیشینه تحقیق و ادبیات نظری در خصوص نگرش و دیدگاه مردان و خشونت نسبت به زنان

پیشینه تحقیق و ادبیات نظری در خصوص نگرش و دیدگاه مردان و خشونت نسبت به زنان

تعداد صفحات: 105

حجم فایل: 53.8 KB

فرمت فایل: word

دسته بندی:

قیمت: 70,000 ریال

تعداد نمایش: 32 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 20 آوریل 2023

به روز رسانی در: 20 آوریل 2023

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

70,000 ریال – خرید

تحقيقات و مطالعات داخلي  و نتيجه گيري از مطالعات داخلي

نظريات مربوط به موضوع

 چهار چوب نظري

 

تاريخچه خشونت عليه زنان در جهان

اين واقعيت تلخ ريشه در اعماق تاريخ بشريت دارد . تاريخ زندگي انسان گوياي آن است كه در طي قرون و اعصار متمادي ، زنان همواره قربانيان انديشة « پست نگري » در همة ادوار و در نزد ملل و جوامع مختلف بوده اند و هميشه تلاش بر اين بوده است كه با انكار نقش محوري زنان در جامعه و ارزيابي نادرست از تواناييها و قابليتهاي او ، با تقسيم كار ناعادلانه و ساختاري ، زنان را به سوي مشاغل پست يا درجه دوم سوق دهند . بدون ترديد ريشه تمام اين تبعيضها و سنتها، عقايد قالبي و پيشداوريهاي نادرست را بايد در تكوين جوامع اوليه جستجو كرد كه متكي بر قاهريت توان جسمي و نوعاً عاري از تفكر و ظرافت و احساس بوده است . بديهي است كه در اين روند ، زنان با ويژگيهاي خاص جسمي ، رفتاري و عاطفي از جايگاه چندان مستحكمي برخوردارنبوده‌اند .  

تحقير و كوچك شمري زن كه داستاني دراز دارد ، منحصر به منطقه فرهنگ خاص نيست و بسيارند جوامع پدرسالار كه زن را شرّي مي دانند كه از بخت بد قابل اجتناب نيست و به همين علت كه نمي توان از او گذشت مردان مي كوشند تا حوزة اقتدار ويرا هر چه تنگتر كنند و از زن تصويري معكوس تصوير خود بسازند تا آنجا كه مرد ، آفريدة خداوند و تجسّم خير مي شود و زن مخلوق شيطان معرفي مي شود . 

در ادوار گذشته همواره اين اصل مطرح بوده است كه زن موجب شقاوت و بدبختي است و هيچ نقش مثبتي در جامعه ندارد . ارسطو را ناقص مي دانست و معتقد بود آنجا كه طبيعت از آفريدن مرد ناتوان است ، زن را مي آفريند و زنان و بندگان از روي طبيعت ، محكوم به اسارت هستند .

اقوام يهود نيز زن را مايه بدبختي و مصيبت مي دانستند و وجود او فقط از آن رو قابل تحمل بود كه يگانه منبع توليد سرباز به شمار مي رفت . يهوديان قديم به هنگام تولد دختر شمع روشن نمي كردند و مادري كه دختري به دنيا مي آورد ، مي بايست دو بار غسل كند ، اما پسر كه به عهد خود با يهود ( كه آفريننده تصوّر و خيال قوم يهود بود ) مي باليد ، هميشه در نماز خود تكرار مي كرد : « خدايا ترا سپاسگزارم كه مرا زن و كافر نيافريده اي » . در سرتا سر شرق زنان تا پسري نزاده بودند منفور بودند و اگر پسري مي زادند ، تا در ميدان جنگ كشته نمي شد ، مورد  احترام واقع نمي شدند حتي افلاطون كه با جديّت و تهوّر فراوان از ورود زن به هر كاري و از برابري زن و مرد در همة موقعيتها پشتيباني مي كرد ، خدا را شكر مي كرد كه مرد آفريده شده است . » 

در شريعت بودا زن موجودي شرير معرفي شده است كه براي فاسد ساختن مرد در درون وي نيرويي تعبيه گرديده است و در آيين هندو ، زن ملك افراد مذكر بوده و پس از مرگ شوهر نيز همواره سوزانيده مي شده است . 

 

خشونت عليه زنان به يونان

زن در نظر يونانيها پست ترين موجود به شمار مي آمد به طوري كه آقاي گوستاولوبون فرانسوي در كتاب تاريخ  تمدن اسلام و عرب به آن اشاره مي كند : « يونانيان عموماً زن را موجودي پست مي دانستند كه تنها براي ادامه نسل و كارهاي خانه به درد مي خورد زن در قوانين يونان اصلا از خود اختيار نداشت در كوچكي مطيع پدر و در نوجواني مطيع شوهر و در بيوگي مطيع پسران و اگر پسري نداشته باشد بايد مطيع خويشان باشد يعني نمي شود اختيارش را به دست خودش واگذار نمود . در قوانين يونان هيچ گونه حق وارثي براي زن منظور نشده است . وي در مورد مظلوميت زن در طول تاريخ و حقوق مدني زوجين اين طور مي نويسد : زن به هيچ وجه شريك زندگي مرد محسوب نمي شد چون او را داراي قواي كامل بشري نمي دانستند و بيشتر متفكران يوناني معتقد بودند كه زن داراي روح جاويد انساني نيست و بدين جهت حق ندارد بعد از وفات شوهر زندگي كند . 

 

خشونت عليه زنان در اسپانيا

در جامعه اسپانيايي ها زن به قدري مورد تنفر بود كه دست اندركاران تحريف تورات  معني يهوديان بين المللي آن روز براي رسمي كردن و موّجه جلوه دادن آن اين سخنان را در تورات به عنوان آيات خداوند همانند ديگر تحريفات نوشتند به طوري كه آقاي گوستاولوبون فرانسوي آن را در كتاب تاريخ تمدن اسلام و عرب در صفحه 507 آورده است مي نويسد : « نظر تورات نظر نسبت به زن بهتر از نظريه هنديها نيست . از آن جمله در سفر جامعه آمده است : « زن تلختر از مرگ است »  

 

جايگاه زن در ميان اعراب ( خشونت عليه زنان )

زن در نزد اعراب مانند كالاي خريد و فروش مي شد و از هر گونه حقوق فردي اجتماعي و حق ارث محروم بود . غالباً از بيم قحطي و احياناً ترس از آلودگي، دختران خود را در روز اول تولد سر مي بريدند و يا از بالاي كوه پرتاب مي كردند و گاهي در ميان آب غرق مي كردند . أسف بارتر از همه نظام ازدواج آنان بود كه روي هيچ حساب و اساسي نبود مثلاً براي خالي كردن شانه از زير بار مهريه زنان را اذيت مي كردند و چنانكه زني بر خلاف عفّت رفتار مي نمود مهريه او تعلق نمي گرفت. خداوند در قرآن كريم در سوره نحل آيات 60 ـ 58 اينطور وضعيت اعراب را بيان مي كند:

« و چون به يكيشان مژدة دختر دهند ، سيه  روي و خشمگين گردد و از شرم اين مژده از مردم پنهان مي شود كه آيا با خواري نگاهش دارد و يا در خاك نهانش كند آگاه باشيد كه بد داوري مي كنند . » آقاي گوستاولوبون ضمن تأييد موضوع دختركشي اعراب مي نويسد : « پيش از آمدن اسلام مردها زن را موجودي مي دانستند متوسط ، ميان حيوان و انسان يعني او را فقط وسيله اي براي پيدايش نسل و خدمتكاري مي دانستند . دختردار شدن را براي خود نيك مي دانستند ، رسم دختر كشي شايع شده بود و دخترها را زنده به گور مي كردند . 

بقاياي باستان شناسي از ده هزار سال پيش گوياي پرستش الهه هاي زن و نمايانگر اين واقعيت است كه در جوامع آن روزي  زنها از نظر اجتماعي و رفاهي در موقعيتي مساوي زندگي مي كردند . از چهار هزار سال قبل  از ميلاد مسيح به بعد بود كه مردان شروع به پدرسالاري و برتري فروشي با توسل به زور كردند . مردان ادعا مي كردند كه بزرگ مرد هستند و به همين دليل منابع و حاصل زحمات ديگران را تصاحب مي نمودند . از آن زمان تاكنون زنها سير نزولي طي كرده اند . زنها احتمالاً اولين برده ها بودند و با آنكه زنان نخبگان در دولتهاي اوليه قدرت زيادي داشتند ، با وجود اين تابع مردان هم طبقه خود بودند . 

حدود 2000 سال قبل از ميلاد مسيح سرزمينهايي كه اروپا را تشكيل مي دادند بي خدا بودند . خدا مؤنث بود انواع اسطوره هاي آفرينش بر حول الهه اي  مي گشت كه قدرتمند بود و خداوند مادر علاقه اي به مجازات مخلوقات نداشت . وقتي زنان عهده دار همه امور بودند مردها را كتك نمي زدند و هرگز به ذهنشان نمي رسيد كه روزي از مردها كتك بخورند اصولاً كتك زدن را درست نمي دانستند . مردان موظف به شكار و ماهيگيري و جمع آوري آذوقه بودند و از حدود و ثغور مرزهايشان در برابر متجاوزين دفاع مي كردند مشروط بر اينكه اصل حكومت مادر شاهي را زير پا نگذارند ، در آن مقطع از تاريخ براي مردان نقشي در آفرينش قايل نبودند . مردها معشوق به شمار مي آمدند . مردها اسباب خشنودي زنان بودند . آنها پدر محسوب نمي شدند ، تنها زنان بودند كه فرزند مي زاييدند مردان قبيله به زنان احترام مي گذاشتند و از آنها مي ترسيدند و از قوانين مادر شاهي اطاعت مي كردند . اما وقتي كه مرد از نقش خود در مقاربت جنسي آگاه شد ، نقش مرد به تدريج بالا گرفت و نقش زنان فروكش كرد . 

در اسطوره يونانيها الهة همه چيز يك زن بود « اوري نوم »، او از چائوس برخاست و تصميم به آفرينش باد شمال گرفت و آن را به  ميان دستانش  مالش داد و از اين عمل او مار بزرگي صورت خارجي پيدا كرد .  افيون الهه به رقص پرداخت و آنقدر به اين كار ادامه داد تا مار به حركت درآمد تا با او جفت شد در اين زمان الهه تخم جهان را بر زمين گذاشت و در انتظار ماند تا مار روي تخم بخوابد . از اين تخم تمام عالم هستي بيرون آمد . در اينجا خداي مار نمايانگر پدر است . اين پدر به شكلي كه در كتب عهد عتيق آمده است متفاوت است، او آنقدرها مهم نيست . قدرت اندكي دارد در حاليكه زن و شوهر در كوه المپ زندگي مي كنند افيون مدعي مي شود كه جهان او را آفريده و اين ادعا به قدري اوري نوم را ناراحت مي كند كه با پاشنه پا بر فرق سرش مي كوبد و او را به غارهاي تاريك زير زمين تبعيد مي كند .

قرنها بعد نويسندگان عبراني  اسطوره آفرينش خود را ساختند . در اسطوره آنها نيز مار چهرة شاخصي است . در اسطوره آنها نيز مار به دست جهووا مجازات مي شود . زن در اين جا البته حواست . خداوند سختگير براي او مجازاتي در نظر گرفته بود : اندوه آنها را

پاسخ دهید