بررسي و مقایسه ميزان كمرويي در فرزند ارشد و فرزند دوم خانواده با استفاده از آزمون كمرويي استنفورد

بررسي و مقایسه ميزان كمرويي در فرزند ارشد و فرزند دوم خانواده با استفاده از آزمون كمرويي استنفورد

تعداد صفحات: 84

حجم فایل: 58.7 KB

فرمت فایل: word

دسته بندی:

قیمت: 1,199,900 ریال

تعداد نمایش: 12 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 3 شهریور 1405

به روز رسانی در: 3 شهریور 1405

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

1,199,900 ریال – خرید

هدف از اجراي اين پژوهش مقايسه كمرويي بين فرزند ارشد و فرزند دوم خانواده است 

در اين پژوهش فرضيه به صورت زير است :

« ميزان كمرويي بين فرزند ارشد و فرزند دوم خانواده تفاوت معنادار وجود دارد .

ابزار اندازه گيري در اين پژوهش آزمون كمرويي استنفورد است ، براي اين منظور از دانش آموزان سال سوم راهنمايي شهرستان ايذه ، 100 نفر به صورت تصادفي خوشه اي چند مرحله اي انتخاب شدند

جهت تجزيه و تحليل داده ها از آزمون    tدر دو گرو مستقل استفاده شد .

نتيجه نشان داد كه :

بين فرزند ارشد و فرزند دوم خانواده دانش آموزان سال سوم راهنمايي شهرستان ايذه با  اطمينان 95% تفاوت معنا داري وجود ندارد .

               

 

 

 

 

مقدمه

كمرويي « يك ناتواني و معلوليت اجتماعي است در هر جامعه اي درصد قا بل توجهي كودكان  نوجوانان و بزرگسالان با اين اختلال رفتاري و عامل بازدارنده رشد شخصيت اجتماعي مواجه هستند» در بسياري از مواقع كمرويي  «اصلي ترين مانع شكوفايي قابليت ها ، خلاقيت ها و ايفاي مسئوليت هاست » كمرويي به يك معنا ، نقيصه اي جدي در زندگي فردي و خانوادگي و موجب خسران در حيات اجتماعي است ، چرا كه هميشه توده اي  از ابرهاي تيره كمرويي ، طلوع خورشيد وجود و ظهور استعدادهاي نهفته قبل نوجوانان و جوانان مستعد و هوشمند را پنهان مي كند . بنابر اين نبايد پديده كمرويي به عنوان يكي از اساسي ترين آفات رشد متعادل در خانواده ها و جامعه اسلامي پديدار شوند . ( افروز 1373 ) كمرويي يك نوع حجب و حيا و يا به تعبير ديگر ترس و تشويش بي موردي است كه امكان تلاش و تقلا را از فرد كسب مي كند و وي را به نوعي فلج روحي – جسمي دچار مي كند .

( هوشيار – رزم آرا ، 1375 )

احساسات و افكار ناشي از كمرويي چه در آنهايي  كه دائم گرفتار اين عارضه هستند و چه در افرادي كه فقط گاهگاهي دچار آن مي شوند شبيه به هم است ، ولي آنهايي كه بيشتر دچار آن هستند بيشتر دچار رنج ناشي از آن مي گردند و تفاوت بين فرد عادي و يك فرد كمرو در تجزيه و تحليلي است كه از شخصيت خود دارند .

كسي كه ذاتاً از بيماري كمرويي رنج مي برد در تنهايي خود را از اينگونه موارد سرزنش مي كند ، ولي تعجب اينجاست كه چنين فردي كه شخصيت بيمار گونه دارد براي تبرئه و رهايي  از سرزنش خود تقصير را به گردن ديگران مي اندازد .

كم روي يك نوع زندان عجيب و مخصوص است كه در ان خود شخص هم زنداني وهم زندانبان خويش است .مدام قوانين پيچيده و دلايل مشكل و بي سر و ته را براي خود وضع مي كند ضمن مطيع بودن در مقابل زندانبان خويش يعني خودش از اين گرفتاري به شدت متنفر است كمروي زندگي خيلي از اشخاص سايه ميافكند و اثر ميگذارد شايد تعجب كنيد ولي طبق اجراي بعضي مقياسهاي سنجش كمروي در آمريكا و چين حاكي از آن است كه كودكان چيني بطور قابل ملاحظه اي كمروتر از بچه هاي آمريكايي هستند ( افروز – 1373 )

پس از تحقيقات زياد روانكاوان به اين نتيجه رسيده اند كه در بين ما تعداد زيادي افراد كمرو وجود دارد . افراد كمرو سعي دارند حركات و رفتار خود را برابر با سليقه سايرين تغيير دهند تا مورد انتقاد آنها قرار نگيرند .

كمرويي مانع از آن مي شود كه شخص موجوديت خود را بروز و محاسن و معلومات خود را آشكار سازد ، در صورتي كه ممكن است داراي بزرگترين و بهترين لياقت براي احراز اين مقامها باشد .

پس به اين نتيجه مي رسيم كه اگر بحران خجالت ( يا همان كمرويي ) به هيجان زدگي شديد منجر شود ، بايستي به دنبال علل و انگيزه هاي خاص اين پديده بر آمد .

در واقع با تعليم و تربيت و عكس العملهاي مناسب بايد رفتار فرد كمرو را به واقعيت نزديك كرد .

حال متوجه مخاطرات آموزشهاي ناقص مي گرديم كه تعداد وقفه ها و ترمزها رو به ازدياد مي رود و از حد معمول مي گذرد و زنجيره اي بي انتها را بوجود مي آورد و در ضمير سر ريز مي گردد و ، وا پس زدگي ايجاد مي كند.

 از كمرويي غالباً به عنوان يك پديده عاطفي تعريف مي شود به اين ترتيب هر آدم عاطفي الزاماً در رديف كمروها قرار مي گيرد ولي اگر پديده عاطفه هيجان با دقت ملاحظه شود اين نكته آشكار مي شود كه كمرويي با آن هيچ ارتباطي ندارد و بر حسب تجارب بدست آمده اين مسأله به اثبات رسيده كه اكثر افراد خجول به هيچ وجه عاطفي نيستند و عكس قضيه نيز مصداق دارد . اين قبيل ترمزهاي روحي يعني كمرويي انرژي را مسدود مي كند ، ( مثل اختلالاتي كه در حافظه بوجود مي آيد و تمام قسمتهاي آن يا جزيي از آن را پاك مي كند و يا به حالتي كه به لكنت زبان گاهي به لالي كامل منجر مي شود . )

حال اين سؤال پيش مي آيد كه اساساً وجود چنين ترمزهاي روحي در كار آموزش مفيد ، فايده دارد يا خير ؟

پاسخ به اين سؤال مثبت است . مثلاً بايستي كودك را از بعضي اعمال غريزي نمي كرد مثل انگشت مكيدن ، بازي كردن با مدفوع ، كتك زدن ، شكستن و خراب كردن ، …

ولي در اين حالت نيز وجود يك محيط سالم و درست بايستي مورد توجه واقع شود تا ترمز و مانعي كه ايجاد مي شود در حد طبيعي قرار گيرد . در اين لحظات انرژي لازم و ضروري با بروز اضطراب و تنش دروني از بين مي رود و آنگاه وقفه در واكنش پيش مي آيد . پس كمرويي از مجموعه اي از اختلالات و به ناهنجاريهايي تشكيل مي شود كه گاهي ريشه و منشأ آن به دوران كودكي و تعليم و تربيت غلط والدين و مربيان كه هر گونه اعتماد نفسي را در فرزندان و شاگردان خود از بين مي برند مي رسد ( هوشيار – رزم آرا ، 1375 )

ــ انسان ، مهارتهاي اجتماعي و يا كمرويي :

انسان اصالتاً موجودي است انساني است اجتماعي و نيازمند برقراري ارتباط با ديگران . بسياري از نياز هاي عاليه انسان و شكوفا شدن استعدادها و خلاقيتهاي او فقط از طريق تعامل بين فردي و ارتباطات اجتماعي مي تواند ارضا شود و فعليت يابد .

در واقع ، خودشناسي ، برقراري ارتباط مؤثر و متقابل با ديگران ، پذيرش مسئوليت اجتماعي و نيل به كفايت اقتصادي ، از اهداف اساسي همه نظامهاي تربيتي است .

در دنياي پيچيده امروز ، يعني در عصر ارتباط سريع و پيوندها ي اجتماعي ، ضرورت هر چه بيشتر تعاون و همكاري هاي ملي و همفكري هاي علمي ، حضور فعال فرهنگي و احاطه بر زنجيره علوم، فنون و تكنولوژي برتر ، بدون ترديد پديده كمرويي يك معلوليت اجتماعي است .

در هر جامعه اي درصد قابل توجهي از كودكان و بزرگسالان بدون آنكه تمايلي داشته باشند ناخواسته خود را در حصاري از كمرويي محبوس و زنداني مي كنند و شخصيت واقعي و قابليتهاي ارزشمند ايشان پشت توده اي از ابرهاي تيره كمرويي ، ناشناخته مي ماند .

چه بسيار دانش آموزان و دانشجويان هوشمند و خلاقي كه در مدارس و دانشگاهها به دليل كمرويي و معلوليت اجتماعي ، همواره از نظر پيشرفت تحصيلي قدرت و خلاقيت و نو آوري نمره كمتري از همكلاسان عادي خود عايدشان مي شود ، چرا كه كمرويي يك مانع جدي براي رشد قابليتها و خلاقيت هاي فردي است .

پديده كمرويي در بين بزرگسالان و افراد مسن پيچيده تر است ، چنين پيچيدگي رواني ممكن است در اغلب موارد ، نيازهاي دروني ، تمايلات ، انگيزه ها ، قابليت ، فرصتها ، هدفها و برنامه هاي شغلي ، حرفه اي و اجتماعي جوانان ايشان را بطور جدي متأثر و دگرگون مي كند .

پرداختن به پديده كمرويي و بررسي مباني روان شناختي آن از اين رو حائظ اهميت است كه تقريباً همه ما به گونه اي تجاربي از كمرويي را در موقعيتهاي مختلف داشته ايم .

نكته قابل توجه اين است كه بعضي ها در همه شرايط و موقعيت هاي اجتماعي دچار كمرويي قابل توجه مي شوند . به عبارت ديگر مي توان گفت كه اكثر قريب به اتفاق مردم در مواردي از زندگي اجتماعي خود به گونه اي دچار كمرويي شده اند اما :

ــ بعضي ها صرفاً در مواقع و موقعيتهاي خاصي دچار كمرويي مي شوند .

ــ بعضي ها در برخي از مواقع و موقعيتها دچار كمرويي مي شوند .

ــ بعضي ها در قالب مواقع و موقعيتها دچار كمرويي مي شوند .

ــ بعضي از كودكان ،‌نوجوانان و بزرگسالان كه شمارشان نيز قابل ملاحظه است ، تقريباً در همه موقعيتها ي اجتماعي دچار كمرويي مي شوند .

پاسخ دهید