بررسی آموزش و پرورش کودکان دارای عقب ماندگي ذهني

بررسی آموزش و پرورش کودکان دارای عقب ماندگي ذهني

تعداد صفحات: 20

حجم فایل: 16.3 KB

فرمت فایل: word

دسته بندی:

قیمت: 299,900 ریال

تعداد نمایش: 6 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 2 شهریور 1405

به روز رسانی در: 3 شهریور 1405

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

299,900 ریال – خرید

اولين تلاش ها در آموزش و پرورش كودكان استثنايي به فعاليت هاي كلاسيك ، اپتارد‌، سگين ، مونته سوري و دكروالي نسبت داده مي شود . بديهي است كه جامعه به خودي خود نمي تواند آموزش هاي سريع و كافي را در مراقبت ، تربيت و سرپرستي اين نوع كودكان ارائه دهد . در نتيجه بسياري از جوامع ، مدارس عمومي را مامور و مسئول آموزش كودكان عقب مانده ذهني آموزش پذير نموده اند . لذا كلاس‌هاي ويژه در چارچوب نظام هاي آموزشگاهي در حدود سال 1900 تشكيل شد و جنس اين نوع كلاس ها به سرعت در جهان تقويت شد . ابتدا برنامه هاي آموزشي براي كودكان عقب مانده آموزش پذير بدون هر گونه بحث و جدلي ، فاقد هر تحول و تكاملي بود تا اينكه پژوهش هاي كمي درباره برنامه هاي كلاس هاي ويژه جريان يافت تا پاسخي باشد به سوالاتي كه درباره نحوه اداره اين نوع كلاس ها ، مديريت اهداف و رفع نگراني والدين از تمايز فرزندانشان با افراد عادي جامعه باشد .

خانم مريم سمايي مشاور مدرسه استثنايي مهرآيين تهران درباره سودمندي اين نوع كلاس ها مي گويد : با مطالعات زيادي سعي كرده اند كه نشان بدهند قرار گرفتن كودكان عقب مانده ذهني در كلاس هاي ويژه بهتر است با قرار دادن آنان در كلاس‌هاي عادي .

نتايج كلي اين مطالعات سودمندي جايگزيني كلاس هاي ويژه را كه حالت دوپهلويي دارد نشان مي دهد .

كودكان عقب مانده در مدارس عادي حالت گوشه گيري و يا طرد از طرف افراد عادي را در رفتار نشان مي دهند ، اما در كلاس هاي ويژه به راحتي پذيرفته مي شوند . در كلاس هاي ويژه ، ناسازگاري بهتر ، تنش كمتر و ديد مثبت تري از خود براي كودكان استثنايي وجود دارد .

در سال هاي اخير علاقه بسياري نسبت به سازگاري و تعادل شغلي كودكان عقب مانده ذهني مشاهده شده است . اصطلاح «آموزش شغلي» به معاني گوناگون به كار رفته است و هر يك از اين معاني برنامه اي خاص را در ذهن القا مي كند ، ولي تمام اين برنامه ها هدفشان آن است كه كودك ويژه را براي نوعي شغل تربيت كنند . بسياري عقيده دارند كه چون كودكان ويژه نمي توانند در موضوع هاي نظري شايستگي كسب كنند يا موفقيتي به دست آورند لذا بهترين برنامه آموزشي براي ايشان برپايي نوعي كلاس كارآموزي حرفه اي است . در بعضي نقاط كشور اين كودكان را به مدارس حرفه اي فرستادند تا پيشه اي بياموزند ، با وجود اين به زودي معلوم شد كه در اين مدارس كودكان را به كارگاه هاي عمومي نظير كارگاه نجاري ، كارگاه تدبير مكنزل يا به فعاليت هاي آموزشي ديگري گمارده اند كه تا حدودي مهارت هاي نظري در آنها دخيل است و آموزش حرفه خاصي در آنها دنبال نمي شود .

علي رضا نظري كارشناس علوم تربيتي و مسئول تامين نيروي انساني اداره استثنايي در اين باره مي گويد : «متولي امور اشتغال اين بچه ها سازمان بهزيستي است و آموزش و پرورش مسئوليت اجرايي در اين رابطه ندارد به اين معنا كه ما سعي در آموختن حرفه داريم ولي ايجاد اشتغال بر عهده سازمان بهزيستي كشور است كه متاسفانه در اين امر موفقيت لازم كسب نشده است . در حال حاضر ما داراي نوجوانان و جوانان نيمه‌شنوا، ناشنوا ، نيمه بينا و نابيناي زيادي هستيم كه آينده آنها در جامعه مجهول است و هيچ كسي عهده دار مسئوليت آنها نيست» .

جلالي نيز پيرامون همين موضوع مي گويد :

«متاسفانه در ايران به خاطر اين كه بخشي از كار آموزش و پرورش وابسته به بهزيستي است ما سيستم مشخصي نداريم . مسئوليت اين سازمان آموزش بچه هاست . اين افراد تا ديپلم در اين مدارس درس مي خوانند اما وظيفه پيگيري وضعيت بچه ها بعد از مدرسه به عهده بهزيستي و وزارت كار است . اين افراد بعضا تا حد فوق ليسانس (البته ناشنواها و نابينايان پيش مي روند) اما كاري در اجتماع براي آنها نيست . در واقع تعاملي بين وزارت كار ، سازمان بهزيستي و آموزش و پرورش وجود ندارد و اين امر باعث ايجاد مشكلاتي براي دانش آموزاني كه تربيت شده اند ، مي شود . در صورتي كه با وجود برنامه هاي بلند مدت دولت با همكاري اين سازمانها آ.پ هم طبعاً بر اساس نيازهاي جامعه بچه ها را تربيت حرفه اي مي كند و برنامه ها حتماً با انسجام و سمت و سوي مشخص تري پيش مي رود .

پاسخ دهید