بررسی زندگینامه جلال آل احمد

بررسی زندگینامه جلال آل احمد

تعداد صفحات: 65

حجم فایل: 48.3 KB

فرمت فایل: word

دسته بندی:

قیمت: 899,900 ریال

تعداد نمایش: 20 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 25 آگوست 2026

به روز رسانی در: 25 آگوست 2026

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

899,900 ریال – خرید

فهرست مطالب

عنوان        صفحه

مقدمه        1

چکیده       2

زندگي نامه جلال (مثلاً شرح احوالات)               3

انديشه هاي جلال         9

پايگاه اجتماعي جلال    11

پديدة غربزدگي از ديدگاه جلال       17

زنان از ديدگاه جلال      21

مذهب و روحانيت از ديدگاه جلال    21

جلال از ديدگاه سيمين دانشور (شوهر من جلال)                23

خاطره اي از جلال (ويليام ميلوارد)   35

آثار جلال    40

مرگ جلال  42

مرثيه اي در سوگ جلال (مهدي اخوان ثالث)     43

جمع بندي  45

منابع و مأخذ               53

 

مقدمه

نزديك به چهار دهه از خاموشي جلال آل احمد نويسنده و روشنفكر مبرز ما مي گذرد. با گذشت هر چه بيشتر زمان حضور انديشه هاي وي در عرصه فكر و نقد مسايل اجتماعي بويژه رابطه ما با غرب، روشنفكران و وظايف آن، آزادي قلم و بيشتر و بحث انگيزتر مطرح ميشود. از فرداي تشكيل جمهوري اسلامي كه تحقق برخي از نظريه هاي آل احمد را به نوعي دربرداشت جنبة سياسي و اجتماعي دكترين وي مورد توجه قرار گرفت و شايد بتوان گفت كه جنبة ادبي شخصيت و آثار وي در حاشيه قرار گرفت.

حضور جلال آل احمد در جريانات روشنفكري دهه هاي سي و چهل نمودار شرف و حيثيت جامعه روشنفكران بود. مردي كه تمامي حجم درد و عظمت رهبري روشنفكران زمان خودش را بر دوش كشيد و در چهل و شش سالگي ديگر تاب نياورد و خاموش گشت.

چهل و شش سال زندگي كرد و در اين ميان نزديك به سي سال نوشت و حدود پنجاه اثر از خود باقي گذاشت. اين بخشي از كارنامة زندگي جلال است.

جلال آل احمد روشنفكري بود كه حتي مخالفانش در وطن پرستي و عشق او به فرهنگ ملي ايران ترديد ندارند. نوشتن براي او عبادت بود. زبان و قلبش صريح بود و صراحتي كه در كمتر كسي ميتوان سراغ گرفت.

زنده ياد جلال آل احمد با عشق به حقيقت زيست. زندگي ادبي و اجتماعيش سراسر است از اين شيفتگي به حق و تا آخر عمر خويش اينچنين زيست. آثار جلال آل احمد و زندگي پرفراز و نشيبش آنچنان گسترده و گوناگونند كه پرداختن به تمامي جنبه ها، در حوصلة اين صفحات نمي گنجد.

 

چکیده

« جلال آل احمد» متفكري است كه مهمترين دغدغة‌ او در دوران حياتش ، « بررسي مسائل اجتماعي ايران» بوده است  انجام  اين مهم را قالب داستانها ، مقالات وگزارشهاي او مي توان به وضوح مشاهده نمود. هر چند رشتة‌ تحصيلي آل احمد « ادبيات فارسي » بوده ، تعريف او از « ادبيات» با ديگران متفاوت است.

آل احمد به جدال «سنت» و «مدرنيسم» در ايران توجه دارد،‌ جامعة ايران را دچار به هم ريختگي و «آنومي» مي داند وبه دنبال ارائة‌ راه حلي براي اين جدال است.

آل احمد به نوعي « بومي جهاني » مي انديشد وهويتي براي ايراني قائل است  و خواهان آن  مي باشد  كه ايراني بتواند حرفش را به تمام جهان بزند.

آل احمد با « غربي شدن» به شدت مخالف است،‌ اما با « نوسازي » از اين باب كه  برنامه ريزي نشده وبرون تدبير در ايران در حال پياده شدن است، مخالف مي ورزد،‌ نه بانوسازي به فضاي مطلق آن .

اهميت خاص غربزدگي از حيث دوران رژيم پهلوي،‌ در اين است كه جلال، دو واقعيت مهم را كه به عقيدة‌ او تحصيل كردگان ايراني از آن غافل بوده اند ، فهميده بود .

در مقولة «زنان» آل احمد در آثار داستاني خود ،‌ به دو تيپ از زنان توجه دارد. زن خرافي سنت زده ،‌ و زن غربزده كه به نقد هر دو تيپ مي پردازد .

 

زندگي نامة جلال (مثلاً شرح احوالات)

در خانواده اي روحاني (مسلمان      شيعه) برآمده ام. پدر و برادر بزرگ و يكي از شوهر خواهرهايم در مسند روحانيت مردند. و حالا برادرزاده اي و يك شوهر خواهر ديگر روحاني اند. و اين تازه اول عشق است. كه الباقي خانواده همه مذهبي اند. با تك و توك استثنايي. برگردان اين محيط مذهبي را در «ديد و بازديد» ميشود ديد و در «سه تار» و گله به گله در پرت و پلاهاي ديگر.

نزول اجلالم به باغ وحش اين عالم در سال 1302 بي اغراق سرهفت تا دختر آمده ام. كه البته هيچكدامشان كور نبودند. اما جز چهار تاشان زنده نمانده اند. دو تاشان در همان كودكي سر هفت خان آبله مرغان و اسهال مردند و يكي ديگر در سي و پنج سالگي به سرطان رفت.

كودكيم در نوعي رفاه اشرافي روحانيت گذشت. تا وقتيكه وزارت عدلية «داور» دست گذاشت روي محضرها و پدرم زير بار انگ و تمبر و نظارت دولت نرفت و در دكانش را بست و قناعت كرد به اينكه فقط آقاي محل باشد. دبستان را كه تمام كردم ديگر نگذاشت درس بخوانم كه: «برو بازار كار كن» تا بعد ازم جانشيني بسازد. و من بازار را رفتم. اما دارالفنون هم كلاسهاي شبانه باز كرده بود كه پنهان از پدر اسم نوشتم. روزها كار؛ ساعت سازي؛ بعد سيم كشي برق، بعد چرم فروشي و ازين قبيل و شبها درس. و با درآمد يك سال كار مرتب، الباقي دبيرستان را تمام كردم. بعد هم گاهگذاري سيم كشي هاي متفرق. بر دست «جواد» ؛ يكي ديگر از شوهر خواهرهايم كه اينكاره بود. همين جوريها دبيرستان تمام شد. و توشيح «ديپلمه» آمد زير برگه وجودم      در سال 1322      يعني كه زمان جنگ. به اين ترتيب است كه جوانكي با انگشتري عقيق به دست و سر تراشيده و نزديك به يك متر و هشتاد، از آن محيط مذهبي تحويل داده ميشود به بلبشوي زمان جنگ دوم بين الملل. كه براي ما كشتار را نداشتو خرابي و بمباران را. اما قحطي را داشت و تيفوس را و هرج و مرج را و حضور آزار دهندة قواي اشغال كننده را.

جنگ كه تمام شد دانشكدة ادبيات (دانشسراي عالي) را تمام كرده بودم. 1325 و معلم شدم. 1326 در حاليكه از خانواده بريده بودم و با يك كراوات و يكدست لباس نيمدار امريكايي كه خدا عالم است از تن كدام سرباز به جبهه رونده اي كنده بودند تا من بتوانم پاي شمس العماره به 80 تومان بخرمش. سه سالي بود كه عضو حزب توده بودم. سالهاي آخر دبيرستان با حرف و سخنهاي احمد كسروي آشنا شدم و مجله «پيمان» و بعد «مرد امروز» و «تفريحات شب» و بعد مجلة «دنيا» و مطبوعات حزب توده و با اين مايه دست فكري چيزي درست كرده بوديم به اسم «انجمن اصلاح». كوچه انتظام، اميريه. و شبها در كلاسهاي مجاني فنارسه درس مي داديم و عربي و آداب سخنراني. و روزنامة ديواري داشتيم و به قصد وارسي كار احزابي كه همچو قارچ روييده بودند هر كدام مامور يكيشان بوديم و سركشي مي كرديم به حوزه ها و ميتينگهاشان و من مامور حزب توده بودم و جمعه ها بالاي پسقلعه و كلك چال مناظره و مجادله داشتيم كه كدامشان خادمند و كدام خائن و چه بايد كرد و ازين قبيل تا عاقبت تصميم گرفتيم كه دسته جمعي به حزب توده بپيونديم. جز يكي دو تا كه نيامدند. و اين اوايل سال

پاسخ دهید