بررسی نقش زنان در جامعه در دوره های مختلف تاریخی

بررسی نقش زنان در جامعه در دوره های مختلف تاریخی

تعداد صفحات: 15

حجم فایل: 14.6 KB

فرمت فایل: word

دسته بندی:

قیمت: 299,900 ریال

تعداد نمایش: 8 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 2 شهریور 1405

به روز رسانی در: 3 شهریور 1405

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

299,900 ریال – خرید

نخستين زناني که قبل از 1890 بطورحرفه اي مشغول کاربودند بخشي ازآنان آگاهي فمينيستي درحال ظهور راشکل بخشيدند. آنان پيشروان ايجاديک فرصت براي کار زنان بعنوان معلم، نويسنده و مبارز براي شکستن موانع آموزش عالي زنان بودند. آنان علاوه بر اين گشاينده درهاي ورود به يک حرفه جديد يعني جامعه شناسي بودند. بطوريکه اغلب با تعريف ديني جهان و جايگاه زنان درآن به مبارزه  برخاستند. هريت مارتيني، يکي از نخستين بنيانگذاران عمده جامعه شناسي بعنوان يک حوزه، مشروعيت يافته بود. جايگاه او از اين نظر با جايگاه هر مردي درعصر او نظير کنت و توکويل اگربالاتر نبود، برابري مي کرد. ترجمه او از اثر کنت، سبب آشنايي کنت درزبان انگليسي بعنوان بنيانگذار شد. او نه تنها نظراتش را درباره جامعه به رشته تحرير درآورد بلکه درحمايت از رشته جوان جامعه شناسي نيز مطالبي نوشت.

افراد ديگر عبارت بودند از: مادام دستل که تحليلگر جتماعي فرانسه عصرناپلئون بود. او هيچ ارتباطي با رشته رسمي جامعه شناسي نداشت ولي يک نظريه پرداز زن درباره جامعه بود. ژوزفين باتلر نيز ارتباطي بارشته نوظهور جامعه شناسي نداشت ولي آثار او در باره رفتار روسپيان و جامعه، ديگرزنان جامعه شناس نظير مارتين را تحت تاثير قرارداد. نظريه پردازان نخستين فمينيست نظير ماري ولستونکرافت و لوسي ستون و ماتيلا ژوسلين گيج، بنيانگذاران اصلي نظريه فمينيستي هستند که پيشاهنگ جامعه شناسي فمينيستي شدند. رز فايرستون درسال 1887 دکتراي جامعه شناسي را دردانشگاه ووستر دراوهايو را دريافت کرد. او اولين زني بود که دکتراي جامعه شناسي دريافت کرد و چه بسا اولين زن دکترا درجامعه شناسي درجهان بشمار برود (همانجا، ص 13     14).

 عصر طلايي از1890 تا 1920
جامعه شناسي در1892 اولين باربعنوان رشته و دپارتمان مستقل دردانشگاه شيکاگو تاسيس شد. دراين عصر دو نسل اززنان وجود داشت:

الف) نسل بين سالهاي 1855 تا 1870. پيشرواني که به کار زنان درجامعه بافضاي هاي متمايز براي هرجنس کمک کردند. اين ايدئولوژي جنسيتي، در دکترين فضاهاي مجزا اجازه رشد شبکه زنان درجامعه شناسي را داد. اين حرکت بامطالعه خانه، زنان و کودکان و خانواده شروع شد. بخاطر حساسيت فرهنگي و عاطفي زنان، آنان متخصصان ايدآلي بودند که از دانش براي بهبود جامعه بهره بردند: ساختن جامه انساني تر. شبکه  مردان بسيار انتزاعي، روشنفکر و دانشگاهي بودند.

ب) نسل دوم زنان دراين عصر متخصصاني بودند که به اعتبار مردانه دردانشگاه دست يافتند ولي برخي از آنان، گاهي مجبورشدند دنياي متمايز زنان را در درون جامعه شناسي اعمال کنند. آنان دراين عصر با گسترش شبکه قدرتمند خواهران به ياري ثبت نام خود دراين حرفه، دستيابي  به شغل، پايداري دراين حرفه با زبان سخت، مستند سازي زندگي زنان، شرکت درنگرش به يک جامعه برابرخواه تر، گفتگوي موثر و لابي براي برابرسازي و قانوني کردن آن، تاسيس سازمان هاي اجتماعي زياد و نوشتن کتاب و مقاله پرداختند. آنان با هم دوست، متحد، عاشق و همکار بودند. آنان نخستين موج از فمينيزم بودند و

پاسخ دهید