|
بيش از 53 سال قبل ، ژاپن حمله شگفت انگيزي را در پرل هاري انجام داد و ايالات متحده وارد جنگ جهاني دوم گرديد. اين حمله با شجاعت و تهور و با جسارت حيرت آوري از طرف ژاپنيها انجام گرفت موجب شد آمريكا بصورت يك ابرقدرت در جهان تبديل شود و اين وضعيت نه تنها جهان را در حالت ناامني قطعي و اجتناب ناپذير قرارداد بلكه توصيف وضعيت جهان ويران شده كه در آن نمايشي واقعي از جسارت و سيطره و هوا خواهي جانبدارانه در طي تمام اين دوران بنظر ميرسيد، بود. آنروز زنگ خطر براي جهانيان طنين انداز شد و آغازي شد براي يك دوره جديد در امنيتي شدن سياست آمريكا كه به مدت نيم قرن به طول كشيد . طي اين دوران شناخت نبست مفهوم درست امنيت براي دولتها آسان بود. آن مفهوم پيروزي كامل و بكارگيري قدرت نظامي تحت اختيار تسليحات هسته اي كه در حال توسعه روز افزون بودند، مي شد. گذشته از آن ، در طي جنگ سرد، ما با مسائلي با اهداف متفاوت كه براي يك دولت آسان مي نمود مواجه ميشويم كه آن عوامل بازدارنده ازيك حمله توسط اتحاد جماهير شوروي براي پيشگيري ازقتل عام فجيح اتمي كه قدرت نظاميگري راه را براي آن، باز مي كرد، جلوگيري كرده بود .آمريكا كه از دهه 1930 ، منطقه خليج فارس در سياست خارجي خود، در كانون توجه قرار داده بود به تدريج با پتانسيل قدرت اقتصادي ونظامي و تكنولوژي داشت، نداشت جايگزين قدرت بلامنازع آنروز بريتانيا مي شود. در سال 1930 براي اولين بار شركتهاي نفتي آمريكايي با اخذ امتياز نفت بحرين به حيطه انحصاري قدرت بريتانيا در خليج فارس نفوذ كردند . در 12 ژوئن سال ، دو شركت استاندارد اويل كاليفرنيا تكزاكوبا سهام 50 50 شركت «بحرين پتروليوم» ( باپكو) را تشكيل دادند . 3 سال بعد ( مه 1933) نفوذ انحصاري بريتانيا در سطح خليج فارس با اخذ امتياز نفت عربستان توسط4 شركت آمريكايي بيشتر فرو ريخت . شركتهاي استاندارد اويل كاليفرنيا ، نيوجرسي و تكزاكو هر كدام با 30 درصد سهام و شركت سوكوني موبيل اويل يا 10 درصد سهام «شركت نفت عربي آمريكايي» (آرامكو) را تشكيل دادند . 23 دسمبر 1934 شركت نفت گلف اكسپلو ريشن با سهام 50 50 با شركت نفت ايران – انگليس امتياز نفت كويت را ربودند امتياز نفت مناطق بيطرف كويت و عـربستان سـعودي را نـيز دو شركت آمـريكايي «آمـريكن اينديپندنت اويل كمپاني» و «گتي اويل كمپاني» در اختيار گرفتند . در سال 1947 همراه با تلاشي كه شركتهاي آمريكايي براي گرفتن نفت شمال مي كردند ،شركت نفت ايران – انگليس با دو شركت آمريكايي «استاندارد اويل نيوجرسي» و «سوكوني موبيل اويل» يك قرارداد 20 ساله امضاكرد . به موجب اين قرارداد ، شركتهاي نفت ايران – انگليس به دو شركت مزبور نفت خام قابل توجهي تحويل مي دهد. نيزبه ايران گشوده شد . در همان سال ( 1974 ) آمريكا به ايران سلاح فروخت و با اعزام مستشاران آمريكا تحت عنوان تقويت پليس ايران نفوذ خود را گسترش داد . در مارس 1949 برنامه «اصل چهارترومن» براي جذب بيشتر كشورهاي خاورميانه به آمريكا به اجرا درآمد . در اوايل دهه 1950 ، آمريكا به ترغيب انگلستان «سازمان دفاع خاورميانه» را تشكيل داد در ماه مه 1951 ، حكومت دكتر محمد مصدق ، شركت نفت ايران – انگليس را ملي كرد . اگر چه دول متحد انگليسي و آمريكا در منطقه خليج فارس ، كويت و عربستان و عراق نه تنها از ايران حمايت نكردند بلكه تا آنجا توانستند؛ كوشيدند از نوساني كه به سود آنان بوجود آمده است بهره گيرند ، در كويت و عربستان و عراق ، شيرهاي نفت را بر روي جهان غرب باز نمودند اما زيگراگهاي حاصل از جنبش ملي – مذهبي ايران ، مصر را به تكان واداشت بقول روزنامه تايمز لندن: «مخالف دكتر محمد مصدق در تابستان سال 1951 با انگلستان ، مصر را تشجيح كرد تا آنها نيز به رقابت و همچشمي با ايرانيان ، با انگليس مخالفت نمايند» در 26 ژانويه 1952كه شنبه سياه در مصر ناميده شد ، مردم قاهره عليه استعمار انگليس ، به خيابانها ريختند و توانستند قسمت اعظم شهر را ربه تصرف خود در آورند كه با دخالت قواي انگليس ، ظاهراً اين فيلم ، سركوب و به كار آن پايان داده شد . كودتاي افسران آزاد در 22 ژوئيه 1952 ، به عمر استعمار انگليس درمصر با بر چيدن پايگاههاي نظاميآن كه آنتوني ايدن آنرا «كليد خاورميانه» ميخواند به پايان رسيد. آمريكا كه دنبال نفوذ بيشتر در منطقه خاور ميانه بجاي انگلستان بود در چند سال اول انقلاب مصر ، بدقت اوضاع مصر را تحت نظر داشت . انگلستان كه در اين زمان تلاش خود را به منظور تشكيل يك پيمان نظامي متشكل از اقمار تحت دنفوذ خود ، عربستان سعودي ، عراق ، اردن ، سوريه و لبنان اقدام نمود اما نفوذ جمال عبدالناصر مانع پيوستن ديگر كشورهاي عربي به اين پيمان شد .ناصر همراه با چند كشور ديگر در همان سال انعقاد اين پيمان نظامي «پيمان بغداد» در سال 1955 ، جنبش عدم تعهد را در «باندونگ» پايه گذاري كرد . آمريكا كه در ظاهر ازطرح پيمان بغداد حمايت مي كرد ولي از پيوستن به آن خودداري كرد . آنتوني ابرن بخوبي مقصود آمريكا را در اينمورد بخوبي تشريح مي نمايد. ايران مي نويسد : «دولت آمريكا كه در روح دادن به طرح پيمان مذكور نقش اساسي را باز كرده بود از از پيوستن بدان خود داري كرد در حالي كه انگلستان تنها دولت غربي بود كه به اين پيمان پيوست بدتر از آن ، دولت آمريكا كوشيد تا با اين رفتار خويش ، در پايتخت هاي نظير قاهره ،كه دشمن پيمان بغداد بودند، براي خود اعتبار و آبرو دست و پا كند و در آن پايتختها براي خود حساب باز كند . آمريكاييها با يك سلسله اقداماتي كه آميخته به ترديد و دودلي بود، به پيمان بغداد نزديكتر شدند و به پيمان ناظر فرستادند و پول دادند ، ولي هرگز به آن نپيوستند. آمريكا كه مي كوشيد از طريق شرايط پرداخت وام كه قرار بود ايالات متحده و بانك جهاني ساختن شهر آسوان به مصر بپردازد ، اقتصاد مصر را به سمـت وابـستگي بـه ايـالات مـتحده تنظيم كند . وقـتي ناصر در بـرابر شرايط اعـطاي وام ،ايستادگي كرد ، ايالات متحده به ترغيب ايدن از پرداخت وام به مصر خود داري كرد. «جان فوستردالس» وزير خارجه آمريكا ، در نوزدهم 1956 انصراف آمريكا را از پرداخت وام به مصر اعلام كرد و روز ژوئيه 1956 جمال عبدالناصر كانال سوئز را ملي اعلام كرد .كانال سوئز كه به لحاظ امنيت استراتژيك آن ، و هم بدليل توسعه نفت خاورميانه واتكاي اروپا به آن از موقعيت فوق العاده برخوردار بود بطوريكه در سال 1955 ، كشورهاي خاورميانه حدود 145 ميليون تن نفت توليد مي كردند كه نزديك به هفتاد ميليون تن نفت توليد مي كردند كه نزديك به 70 ميليون تن آن از كانال سوئز مي گذشت و تقريباً تمامي آن به مقصد اروپاي غربي حمل مي شد . در همان سال 666/14 كشتي از كانال سوئز گذشت ، سه چهارم آن متعلق به كشورهاي عضو ناتو بود وتقريباًيك سوم آن متعلق به كشور انگلستان بود ، علاوه براين ، چهل تن ديگر از نفت خاورميانه توسط يك خط لوله از سوريه مي گذشت . سوريه در آن موقع متحد دولت مصر بود . در نتيجه مصر مي توانست كنترل نفت خاورميانه را عملاً در دست داشته باشد با كنترل كانال سوئز توسط ناصر ، انگلستان مجبور بود روزانه 000/500/1 بشكه نفت خود را با گردش به دور دماغه امير صادر كند . نيم بشكه از مصرف معمولي نفت اروپايي غربي ، كه از كانال مي گذشت مي بايست از راه افزايش توليد نفت خليج بلژيك و كاراييب تأمين مي شد . و براي جايگزين اين نفت به جاي خليج فارس ، اروپا از جمله انگليس ميبايست دلارهاي زيادي خرج مي كردند . ملي شدن كانال سوئز همانند ملي كردن صنعت نفت ايران ، به آرزوهاي استقلال طلبي مردم خـاورميانه و آفريقا دامن زد . اين خطري بود كه علاوه بر احتمال كنترل نفت توسط مصر ، غرب نمي توانست به آن بي تفاوت باشد . آنتوني ايدن در تلگرافي به آيزنهاور اعلام داشت . «نبايد به ناصر اجازه داد كانال سوئز را در ببرد . ما در خاور ميانه و آفريقا دوستان فـراوان داريم و نـيز دوستان ديـگري داريم كـه آنقدر باهوش و زيرك اند كه مي دانند طرح ها و نقشه هاي «ناصر» ها و «مصدق» ها آنها را به كجا خواهد برد .ولي اگر ناصر بار ديگر در كار خود پيروز شود، اين دوستان ما آنقدر نيرومند نيستند كه در برابر قدرت مردم كوچه و بازار مقاومت كند جبهه متحد ما ، هر اندازه محكمتر و |
بررسی و اهميت نفت خليج فارس از ديدگاه سياست خارجي آمريكا

تعداد صفحات: 85
حجم فایل: 55.5 KB
فرمت فایل: word
دسته بندی: تحقیق آماده
قیمت: 1,199,900 ریال
تعداد نمایش: 8 نمایش
ارسال توسط: best file
تاریخ ارسال: 3 شهریور 1405
به روز رسانی در: 3 شهریور 1405
خرید این محصول:
پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.