بررسی و تقابل میان سنت و مدرنیته در معماری

بررسی و تقابل میان سنت و مدرنیته در معماری

تعداد صفحات: 48

حجم فایل: 30.8 KB

فرمت فایل: word

دسته بندی:

قیمت: 699,900 ریال

تعداد نمایش: 5 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 2 شهریور 1405

به روز رسانی در: 3 شهریور 1405

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

699,900 ریال – خرید

جامعه ناهمگن؛

 دهه 30 را به خاطر بياوريم؛ هنگامي كه بخش خصوصي مشغول هموار كردن تپه‌هاي كوتاه‌تر جنوب تپه‌ امانيه بود، (يعني به طور تقريبي در منطقه بولوار ناهيد و ساير بولوارهاي جنوب و شمال آن در محدوده بين خيابان ولي‌عصر و آفريقا) اين فكر وجود داشت كه شهرداري از گسترش شهر تهران به سمت شميرانات جلوگيري كرده و كمربند سبزي از چمنزار و جويبار و درخت‌ها بين تهران و شميرانات به وجود آورده تا محوطه‌اي براي تنفس شهر و فضاي تفريحي براي گذران اوقات فراغت شهروندان باقي بماند، ولي چنين ايده‌اي هرگز به عمل نرسيده و گسترش شهر به طرف شمال، اين فضاي خالي را هم از ساختمان‌سازي پر كرد و تهران را به شميرانات و شميران را تا جاي كه امكان داشت به رشته كوههاي توچال آنچنان چسباند كه جايي براي تنفس شهر باقي نگذاشت.

به گفته اين كارشناس، امروز كار ما، ديگر تشخيص علايم بيماري شهري نيست، بلكه تفكري عمومي‌تر در مقياسي وسيع است. به نظر مي‌رسد، هر عملي كه روي اين شهر (كه بدون برنامه گسترش يافته است) انجام گيرد، گره زدن رشته گيسخته عناصر مختلف آن با همان شيوه و تفكر قديم است.

اين عضو هيات امنا انجمن مفاخر تاكيد مي‌كند كه ساماندهي يك شهر از ديد فيزيكي، همان شيوه تفكر قديم است؛ ساماندهي خيابان‌ها و خياباني را به طراحي شهري كشاندن، اما در مرحله نخست بايد فكري به حال اين هياهو، اين نابساماني، اين آلودگي و اين شلوغي كرد، چون «چگونه زيستن» پرسشي اخلاقي است كه مي‌تواند بنياد هستي ما را دگرگون كند.

وي در ادامه مي‌افزايد: «به هر حال زندگي، فضا و مكان مي‌خواهد، زندگي انسان درآشفتگي و ناموزوني نمي‌تواند زندگي‌اي باشد كه بر اساس فلسفه‌اي علمي يا اخلاقي پايه‌گذاري شده است. بنابراين بايد در جست و جوي فلسفه‌اي براي زمان خود باشيم و همچنين يافتن جا و فضايي براي پياده كردن فلسفه جديد براي رسيدن به يك زندگي سالم. “انديشيدن به زندگي” به انسان توانايي مي‌دهد؛ “توانايي لذت بردن”»

 

 تفكيك بخشهاي مختلف جامعه از يكديگر؛

هر شهري داراي محدوده‌اي معين براي جمعيتي معين است. در اين محدوده معين، تقسيم‌بندي‌هاي مشخصي داريم كه جمعيت آنها هم در رابطه با نوع عملكرد آنها روي طرح جامع مشخص شده است.

باور مي‌گويد: «حال اگر تمام اين معيارها، قوانين، ضوابط، راه‌حلها، دسترسي‌ها و آن چه كه از قبل طرح‌ريزي و محاسبه شده است به هم ريخته و از هم گسيخته شود و به همين ترتيب جامعه هم ناهمگن شود؛ از جامعه روستايي، جامعه صنعتي، دانشگاهي، سنتي، روشنفكري تا جامعه اداري، فرهنگي و جز آن، در يك جا و مكان دور هم جمع و در هم ادغام شوند، هيچ انتظاري براي ساماندهي و آرايش معنوي و فيزيكي آن نمي‌توان داشت. جز اينكه بعضي از بخش‌هاي مشخص كه داراي هدفي معين هستند را از ساير بخشها جدا كرد و در مكاني ديگر فضايي جديد و تازه و خالص را به آنها عرضه كرد تا به تقاضاهاي مختلف و متعدد، جواب‌هاي بهتري را بدهد.»

باور در خاتمه گفته‌هاي خود ضمن پيشنهاد انتخاب شهري به عنوان پايتخت فرهنگي ايران، مي‌گويد: «اين رويكرد با تمام مشكلاتش مي‌تواند به بسياري از سوال‌ها و نيازهاي امروز و فردا جامعه شهري پاسخ دهد،كه اين همتي بالا و عزمي راسخ را مي‌طلبد.»

اگر تقابل بين سنت و مدرنيته )در معناي عام كلمه) در معماري، موجب بسط تئوريك زمينه اي شود كه بتوان آن را رويكرد روشنگري معمارانه )يا چيزي مشابه آن) ناميد، به  راستي مي توان گفت كه روند حال حاضر معماري ما نيز فرصت خروج از بن بست نظري را كه دامن گير آن آست يافته، چه بسا كه در مواردي نيز امتياز پيشرو بودن را حتي در مقياس جهاني در جهان اخذ كند؛ چه، كم نيستند معماراني كه از كشورهاي جنوب سربرآورده، افق هايي نو را براي تمامي فعالان جهاني اين عرصه گشوده اند…

در مقام توسعه و ارتقاي يك روش منطقه اي به روشي مورد تحسين در حوزه بين الملل در كشور هايي با شرايط مشابه ما )از نظر غناي فرهنگ ملي) به نمونه هاي بسيار خوبي برمي خوريم كه در اين بين معماري كشورهاي آمريكاي لاتين مانند مكزيك و برزيل و شرق دور مانند ژاپن و مالزي به حق مثال زدني است. البته توسعه اين چنيني به هر تقدير، هر چند چيزي نيست كه به صورت تك مولفه اي قابل دسترس باشد و همانطور كه اشاره شد به ايجاد روند و جوي تئوريك نيازمند است كه خط دهنده زمينه حرفه اي باشد، اما نبايد انكار كرد كه حضور مواردي محدود نيز مي تواند به عنوان راهگشاي آغاز و ادامه

پاسخ دهید