بررسی پدیده جهاني‌شدن و امنيت ملي

بررسی پدیده جهاني‌شدن و امنيت ملي

تعداد صفحات: 14

حجم فایل: 14.3 KB

فرمت فایل: word

دسته بندی:

قیمت: 299,900 ریال

تعداد نمایش: 2 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 2 شهریور 1405

به روز رسانی در: 3 شهریور 1405

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

299,900 ریال – خرید

گويي جهان، يكپارچه و از خرد تا كلان، مسيري غيرقابل‌پيشگيري را طي مي‌كند و بحثهايي هم كه تاكنون مطرح شد بيشتر بر سر چرايي و فرجام آن ــ اگر قابل تصور باشد ــ بوده، ولي فراتر از همه اين بحثها، اين شدن ــ چه در معناي فرايند و يا پروژه اجباري و تحميلي از سوي برخي قدرتها ــ همچنان بي‌توجه به همه چيز مسير خود را مي پيمايد و توقفي براي آن متصور نيست.

با اين اوصاف مي‌توان گفت جهاني‌شدن‌(سازي) مفهومي انتزاعي مي‌باشد كه براي مشخص‌نمودن روند كلان سياستهاي فني، علمي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، امنيتي و زيست‌محيطي در سطح جهان وضع شده است. جهاني‌شدن يا جهاني‌‌سازي درواقع مفهومي ذهني و فاقد واقعيت بيروني مشخص مي‌باشد كه صرفا از طريق آثار و تبعات آن روند كلان به اين مفهوم استناد مي‌شود. مثلا اگر جهاني‌‌سازي را تشديد روابط اجتماعي ميان انسانها بدانيم، در اين‌صورت پديده اينترنت براي ما خيلي جالب‌توجه و تأمل خواهد بود؛ اما نمي‌توانيم بگوييم جهاني‌‌سازي مساوي با اينترنت است در حالي‌كه مي‌توان گفت اينترنت زمينه‌ساز و وسيله‌اي براي تشديد روابط اجتماعي مي‌باشد. همچنين در نگاه منفي به جهاني‌شدن ــ كه در مفهوم جهاني‌‌سازي مستتر است ــ احساس مي‌شود كه نيتها و پروژه‌هايي براي اهداف كاملا مشخص در دست اجرا مي‌باشد كه به مجموعه آنها جهاني‌‌سازي اطلاق مي‌شود. اما از اين منظر نيز، با توجه به نشانه‌هاي عيني و اثرات بيروني آن روند كلان مثلا گفته مي‌شود كه جهاني‌‌سازي يعني گسترش فقر در جهان و افزايش فاصله دارا و ندار، در حالي‌كه فقر و گسترش آن در سطح جهان معلول آن روندهاي كلان بوده و لذا نمي‌توان ادعا كرد جهاني‌‌سازي مساوي با گسترش فقر مي‌باشد.

در نتيجه، تعاريفي از اين دست نمي‌تواند از غرضهاي پژوهشگر بر كنار بماند و نتيجه آن بيشتر توجيه يا تقبيح اين پديده را مدنظر دارد. ازاين‌رو، مي‌توان اذعان داشت كه جهاني‌شدن يا جهاني‌‌سازي دو مفهوم جديد هستند كه البته نو بودنشان به معناي تازگي اين پديده نيست و به نظر ما اين دو، صرفا مفاهيمي نو براي فرايندي كهن هستند.

جهاني‌شدن آرمان هميشگي بشر بوده و همواره براي تحقق آن از سوي آنها تلاش شده، هر چند با موانع بسياري نيز روبرو بوده است. اين كوششها و فعاليتها از زماني كه بشر قدرت مقابله جدي با طبيعت و تغيير در آن را پيدا كرد، به صورت جهاني‌‌سازي جلوه كرده است؛ به‌اين‌معناكه وجود منافع و محدوديتها، بازيگران را به برنامه‌ريزي وامي‌دارد اما روند تغييرات به گونه‌اي فرابرنامه‌اي خود را به برنامه‌ها تحميل مي‌نمايد؛ و در اين وضعيت، بازيگران نهايت تلاش خود را به كار مي‌برند تا از وضعيتهاي جديد و احياناً پيش‌بيني‌نشده حداكثر بهره‌برداري را ببرند. ازهمين‌رو، مفاهيم جديدي از مديريت ارائه مي‌گردد و پيشنهاداتي درخصوص تغيير معناي مديريت و حدود و وظايف آن در جهت سازگاري بيشتر و توان بهره‌برداري افزون‌تر از موقعيتها داده مي‌شود. اين چالش (چالش توانايي و سازگاري) سابقه‌اي طولاني دارد و گذر موفقيت‌آميز از اين چالشها، رمز بقاي هر بازيگري است. به‌هرصورت، چه به جهاني‌‌سازي قايل باشيم و يا به جهاني‌شدن، بي‌ترديد كارگزار آن اراده، فعل و برنامه انسان است؛ هرچند البته نمي‌تواند فارغ از برخي محدوديتها باشد؛ بنابراين شايد بهتر آن باشد كه در تحليلها بيشتر به كارگزاران روند كلان جهاني‌شدن توجه شود و در اين راستا از تقسيم‌بنديهاي بي‌فايده صرف‌نظر گردد.

از آنجا كه موتور محركه پديده جهاني‌شدن، چه در معناي مثبت و چه در معناي منفي آن، يكي علم است و ديگري منافع (اقتصادي) ــ و عملا نفع اقتصادي با رشد علمي گره خورده است ــ بنابراين در يك تحليل، مي‌توان نفع اقتصادي را متغير مستقل دانست و تحولات نظامهاي فرهنگي را متغير وابسته آن دانست؛ به‌عبارت‌ديگر، گسترانيده‌شدنِ نفع اقتصاديِ گره‌خورده به علم در سراسر جهان، آثار متفاوتي بر جاي مي‌گذارد كه از آنها با عنوان جهاني‌شدن يا جهاني‌‌سازي ياد مي‌شود و امروزه خود اين پديده براي نظامهاي مختلف منطقه‌اي بين‌المللي به‌عنوان يك «داده» تلقي مي‌شود و پاسخ بسياري از سوالات موجود، با ملاحظه تحليل فوق، نتايج روشن و آينده‌نگرانه‌اي را به دنبال دارد.

با توجه به تحليل فوق از مفهوم جهاني‌شدن، در قالب نظريه‌سازي سه رويكرد را براي آن ارائه داده‌اند: پروژه، پروسه و پديده. مطالعه هر يك از اين رويكردها نشان مي‌دهد كه جهاني‌شدن به سان شمشير دو دم عمل مي‌كند. همين دوگانگي از ارزيابي جهاني‌شدن ترديدي است بر اين‌كه جهاني‌شدن آيا امنيت‌سوز است يا امنيت‌ساز. براي مطالعه جهاني‌شدن، رهيافتي چندبعدي ضروري است؛ چرا كه رهيافت تك‌بعدي، جهاني را توصيف مي‌كند كه يا خوب است يا بد، و يا مثبت است يا منفي؛ اما رهيافت چندبعدي چنين منطقي را رد مي‌كند.

اصطلاح جهاني‌شدن كه واكنشهاي ابهام‌انگيزي را برانگيخته، چالشها، خطرها و فرصتهايي را پيش آورده است كه نه مطلقا خوب و نه صرفا بد هستند، بلكه اين اراده و خواست ملتها و دولتها است كه جهاني‌شدن را رقم خواهد زد. با اين توضيح، تجزيه و تحليل تاثير جهاني‌شدن بر امنيت ملي جمهوري اسلامي ميسر مي‌شود و لذا بر اين اساس فرضيه مقاله را بايد چنين طرح كرد:

تاثير جهاني‌شدن بر امنيت جمهوري اسلامي ايران از سويي از كاركرد مفهوم جهاني‌شدن، دولتها، قدرتها و جامعه جهاني و ازسوي‌ديگر از اراده ملت ايران در استفاده مناسب از امكانات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي خويش متاثر مي‌باشد.

پاسخ دهید