نقد و تحليل آراءادبي غربيها
فهرست مطالب
چكيده ………………………………. 1
مقدمه ……………………………… 2
مواد و روش ها ………………………. 4
نتايج و مباحث ……………………….. 5
آراء يونانيان و غربي ها در باب ماهيت سخن ادبي 5
افلاطون و الهامي بودن شعر …………….. 5
ارسطو و ساختار شعر و سخن ادبي ………… 6
دفاع سيدني از نظريه ي ارسطو …………… 7
جان درايدن و طبيعت عام بشري …………… 8
وردزورث و حقيقت كلي شعر ……………… 9
كالريچ و آفرينندگي شعر ………………. 10
نظر شلّي در دفاع از شعر و سخن ادبي …….. 11
نظريه ي ادبي فرماليسم ……………….. 12
نظريهي ساختار گرايي و ادبيات ………… 13
نيچه و لذّت ادبي …………………….. 13
ابهام گرايي و پوچي در ادبيات …………. 14
نظر ژان پل سارتر درباره ي ادبيات ……… 15
مفهوم و ماهيت سخن ادبي در بين عرب ها ….. 16
تحليل آراء حكما و نظريه پردازان ايراني … 18
مفهوم امروزي ادبيات …………………. 20
نظر خواجه نصير درباره ي شعر و سخن ادبي … 22
نظر كروچه درباره ي ادبيات ……………. 23
نتيجهگيري نهايي …………………….. 25
منابع و مآخذ ……………………….. 26
ABSTRACT ………………………… 29
چكيده
در تعريف واژه ي ادبيات، ماهيت، فوايد و نقش آن در زندگي بشر و نيز در حوزه ها و كاركردهاي عملي آن، از قديمترين زمان تاكنون مباحث گوناگوني صورت گرفته است؛ برخي آنرا به مفهوم اخلاقي و برخي در معاني ادبي و عده اي نيز به هر دو مفهوم اخلاقي و ادبي آن به كار برده اند.
اما امروزه ادبيات با ساير علوم جديدي چون روان شناسي، زبان شناسي و نقد ادبي پيوند خورده و اهميت والايي پيدا كرده است.
اگر ما يك سير اجمالي در آراء و نظريه هاي ادبي غربي ها داشته باشيم، با مطالعه ي آراء ادبي افلاطون، ارسطو، سيدني، جان درايدن، جانسن و كالريچ و ديگران در مي يابيم كه:
اولاً جريان فكري ادبي كه از ارسطو شروع و به كالريچ ختم مي شود، متناسب با شرايط فرهنگ اروپايي است؛ به ين صورت كه اگر در آراء آنها ابتدا موضوع اخلاقي در حوزه ي ادبيات داراي نقش و معناي خاصي بود، رفته رفته رنگ باخته و «لذت» جانشين «تعاليم اخلاقي» مي گردد.
ثانياً در تعريف ماهوي شعر و ادبيات با مشكلات و نارسايي هاي چندي روبه رو هستيم كه تعميم آن نظرها به آثار ادبي مهم دنيا، نه تنها مشكل، بلكه گاهي ناممكن و يا حداقل ضعيف مي باشد.
در اين مقاله ضمن تبيين و روشنگري جريانات تاريخي آراء ادبي غربي، كه از اخلاق به التذاذ و از ايضاح به ابهام مي گرايد، سعي شده با كمك از نظريه هاي ادبي خواجه نصير و بند كروچه و استفاده از مفهوم «شهود»، يك تعريف جامع و كاربردي تري از ادبيات ارائه شود تا گره گشاي بسياري از مشكلات ادبي و علمي ما باشد.

